صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 54

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

خويش نمىديدند ، دشمن شدند و محضرها ساختند و به شاهرخ رساندند ؛ لكن بر شاهرخ كارگر نيفتاد . جمعى ديگر حيلتى كردند و با استناد به نوشته‌هاى او در جوانى ، اتهام تصوف بر وى بستند . « 1 » قاضى نور الله شوشترى به نقل از كتاب منشآت قاضى مير حسين يزدى مىنويسد كه برخى از متعصبان يزد ، بيت ذيل را كه صائن الدين در مدح حضرت على ( ع ) و ذم خليفهء دوم و سوم سروده بود ، وسيلهء مؤاخذهء او ساختند : و ضمّ عينهما حجّة على العمى * و فتح عينك بالبصيرة يا علي چون از روى تقيّه منكر شد و اثبات صدور آن از وى دشوار بود ، شروع در تكفير او كردند و مستند به اين عبارات از رسائل شدند : « فهو العابد باعتبار تعيّنه و تقيّده بصورة العبد الّذي هو شأن من شئونه الذاتيّة ؛ و هو المعبود باعتبار إطلاقه . اعلم أنّ الشّهود الأتمّ الأكمل قضى أنّ كلّ ما يسمّى مرآة و مجلى و مظهرا و عينا و نحو ذلك ليس سوى تعيّنات صور أحوال الحقّ على ما بينها من التّفاوت في الحكم ؛ و الحقّ من حيث هو باطن هويّته متجلّى في عين كلّ فرد فرد من أحواله المتميّزة الّتي تغيب و ظهرت له . » علماى هرات از روى عصبيت نوشتند كه مضمون اين عبارات كفر است ، مگر مولانا ركن الدين داود خوافى صاحب شمسيه كه در آن باب توقف نمود . « 2 » اين اتهامات موجب شد كه شاهرخ او را به هرات احضار كند . « 3 » صائن الدين رسالهء نفثة المصدور اول را به دنبال اين احضار ، در رجب سال 829 در هرات نوشت كه در آن بعد از شرح حال و بيان آنچه بر او رفته ، به دو وصل مىپردازد ؛ وصل اول شامل احاديث نبوى در نكوهش بدعت است ، كه مىگويد دانستن آنها پادشاه را فايده دارد . وصل دوم نيز در تأييد معرفت باطنى و علوم حقيقى با استناد به احاديث نبوى و طريقهء مشايخ سنت است و اينكه همهء بزرگان از زمان پيامبر تا حال ، بدان اشارت كرده‌اند . اين دو وصل ، در حقيقت ، صغرا و كبراى استدلالى است كه صائن الدين در تبرئهء خويش به شاهرخ ارائه مىدهد و استنتاج از آنها را محترمانه به خود او وامىگذارد . به

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 171 - 172 . ( 2 ) . مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 42 . ( 3 ) . چهارده رساله ، ص 169 .