صائن الدين على بن تركه

293

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 710 ] چه ، تنوّعات احوال و اشكال او « 1 » كه از خيال‌باز در صدد صدور مىآيد ، همه آيينه و مظاهر حسّى فعل اوست كه به واسطهء آن پردهء كثيف « 2 » ظاهر مىشود كه چون خيال‌باز از پس پردهء لعب و بازى روى بنمايد ، آن صور تنوّعات متلاشى و مستأصل گردد . [ 711 ] و نفس من در اين حالت ، به فعل او مىماند على إطلاقها ؛ و قواى حسّى كه مبادى تنوّعات صور و افعال است ، بدان اشكال مختلفه « 3 » مىماند كه در پس پردهء اين لبس حجب هيولانى و ستور احكام طبيعى جسمانى مىنمايد . بابا طاهر را در اين معنى خوش باشد : « 4 » اين بَوازى كَران هَنكامه ماني * كر بوازي ورارى « 5 » و هترت « 6 » بي * * * [ 712 ] فلمّا رفعت السّتر عنّي كرفعه * بحيث بدت لي النّفس من غير حجبة [ 713 ] و قد طلعت شمس الشّهود فأشرق ال * وجود و حلّت « 7 » بي عقود أخيّتي [ 714 ] قتلت غلام النّفس بين إقامتي ال * جدار لأحكامي و خرق سفينتي « 8 » پس چون برداشتم پردهء حجب طبيعى و احكام هيولانى جسمانى از خودم ، و وجه باقى خويش را بنمودم - همچنان‌كه خيال‌باز كرد - چنانچه ظاهر گشت بر من صورت وحدانى نفسم - كه به منزلت فعل او بود - [ 713 ] و آفتاب شهود از مطلع احوالم سر برزد و در و ديوار وجودم را « 9 » به اضواء حقايق‌نما منوّر گردانيد و از گردن همّتم ، قلايد تقليدات و عادات رسمى واشد و از مضيق تفرقه به فسحت‌آباد جمعيّت درآمدم ، [ 714 ] هرآينه غلام نفس ، يعنى تعيّن تفرقه آثار را به تيغ جبّارى معشوق به كشتن دادم در ميان آنكه اقامت جدار قابليّت اصلى - كه مثبت صور كثيره و ايتام متقابلين را كه بازماندگان آن حقيقتند و كنوز مخفيهء ظهور و اظهار در تحت آن است - كردم « 10 » و خرق

--> ( 1 ) . نا مل ندارد . ( 2 ) . ال : كشف . ( 3 ) . فر ندارد . ( 4 ) . فر : + بيت . ( 5 ) . مل : در آرى . ( 6 ) . تب : كر ورارى بوازى و هترت ؛ براى ترجمهء فارسى بنگريد به صفحه يك صد و هفت . ( 7 ) . ال : حلّت . ( 8 ) . در اصل و نيز مل : سفينة . ( 9 ) . ال ندارد . ( 10 ) . عبارات چنين است در اصل .