صائن الدين على بن تركه
277
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
و بشتابيد بر اين قرب احاطت نسبت - كه جامع است ميان قرب جمالى و قرب جلالى - كه در طىّ خلال « 1 » جميلهء من مندرج است و به زبان اصطلاح ، آن را « قرب نوافل و فرائض » خوانند . « 2 » به چشمى ناز بىاندازه مىكرد * به ديگر چشم ، عذرى تازه مىكرد چو سر پيچيد ، گيسو مجلس آراست * چو رخ گرداند ، گردن عذر آن خواست * * * [ 648 ] و في منتهى في لم أزل بي « 3 » واجدا * جلال شهودي عن كمال سجيّتي [ 649 ] و في حيث لا في لم أزل فيّ « 4 » شاهدا * جمال وجودي لا بناظر مقلة « 5 » در منتهاى ظهور قهرمان زمان و مكان ، و غايت غلبهء احكام كثرت آثار ايشان ، هميشه من به خودى خود ، عظمت شهود و جلال ظهور وحدت نسبت خود مىيابم ؛ و اين از مقتضاى كمال ملكهء ذاتى ختمى من است كه در غايت سلطنت جنود كثرت اغيار آثار ، ظهور صمصام جلال وحدت اغياركش يافت مىشود . [ 649 ] و همچنين در موطنى كه مقدّس و منزّه است از زمان و مكان كثرت نشان ، هميشه من مشاهدهء دلال جمال كثرت مآل وجود خويش ، هم در خود مىكنم بىواسطهء مردمك چشم و وسيلهء لعبتبازى او . « 6 » عشّاق تو پيش از دل و گل با رخ تو * بىزحمت ديده عشقها باختهاند * * * [ 650 ] فإن كنت منّي فانح جمعي و امح فر - * ق صدعي ، و لا تجنح لجنح الطّبيعة [ 651 ] فدونكها آيات إلهام حكمة * لأوهام حدس الحسّ عنك مزيلة پس تو كه مسترشدى ، اگر دم از ارادت من « 7 » مىزنى و از اين منهل ، آرزوى « 8 » آبخور دارى ، بايد كه روى طلب سوى حضرت جمعى من كنى و از عالم تفرقه روى بگردانى ؛ و
--> ( 1 ) . در اصل : جلال . به تناسب ضبط عربى بيت و معنى تصحيح شد . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . ال : لي . ( 4 ) . نسخه بدل ال در حاشيه : لي . ( 5 ) . مب در حاشيه : لعبتي اصحّ ؛ ال : مقلتي ؛ تب فر نا مل : لعبتي . ( 6 ) . فر : + بيت . ( 7 ) . در اصل : دم ارادت از من . ( 8 ) . ال نا : آرزو .