صائن الدين على بن تركه
274
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
بود كه بر مقتضاى « بعثت بالحنيفة السّهلة السّمحة » در اظهار لبوب معنى ، احتياج به صيانت قشور صور غليظه « 1 » نخواهد بود . « 2 » چو مغز خام بوَد در درونه « 3 » پوست نكوست * چو پخته گشت از آن پس بدان كه پوست بدست [ 636 ] گمان مبر كه كارخانهء ظهور ، و روز بازار ايالت و حكومت عالم ملك و ملكوت ، از تحت فرمان من خارج افتاده ؛ چه ، هيچ آفريده بىحلقهء عبوديّت من ، بر تخت سيادت و سلطنت ننشست . « 4 » اگر نه بهر شرعستى كمر بگشايدى جوزا * و گرنه بهر دينستى كجا گشتى چنين گردون * * * [ 637 ] و لولاى لم يوجد وجود و لم يكن * شهود ، و لم تعهد عهود بذمّة [ 638 ] فلا حىّ إلّا عن حياتي حياته * فطوع مرادي كلّ نفس مريدة [ 639 ] و لا قائل إلّا بلفظي محدّث * و لا ناظر إلّا بناظر مقلتي [ 640 ] و لا منصت إلّا بسمعي سامع * و لا باطش إلّا بأزلي و شدّتي [ 641 ] و لا ناطق غيري و لا ناظر و لا * سميع سوائي من جميع الخليقة اگر نه حبوب حقيقت من در چمن امكان و مرغزار ظهور بودى ، كى شجرهء وجود از او سر برزدى و ثمار شهود بار دادى ؟ و يا كجا عهود امانت وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ در ذمّت كسى آمدى ؟ [ 638 ] پس بر شاخسار وجود هيچ موجودى ، گل حيات نشكفته ، الّا آنكه از گلستان حيات اغصان من برومند گشته . و ثمرهء هيچ ارادتى از هيچ نفس ظاهر نشده ، الّا آنكه در تحت دوحهء مراد من باليده شده . در جمله جهان هيچ گل و سنگى نيست * كز بوى جمال من بر او رنگى نيست
--> ( 1 ) . ال : غليظ . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . فر : درون . ( 4 ) . فر : + بيت .