صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 38

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

مصنّفات پرارجى به نام او موشّح مىگردد ؛ آنگاه از دو كتاب به نامهاى حكمت رشيدى و كنوز الأفراح فى معرفة الأشباح و الأرواح ياد مىكند كه صدر الدين به نام او نوشته است ؛ سپس هداياى قابل توجهى را بر مىشمارد كه به دست خواجه هلال دواتى براى صدر الدين مىفرستد و از مختصر بودن آنها اظهار شرمندگى مىكند . « 1 » چنان كه از مكتوبات خواجه رشيد الدين بر مىآيد ، وى ارادت تام و تمامى به صدر الدين داشت ؛ اين ارادت نه تنها در نامه‌هايى كه به خود صدر الدين نوشته است نمايان است ، بلكه در نامه به عفيف الدين بغدادى هم موجب مىشود كه نام صدر الدين را با القاب بسيار تكريم‌آميز و كم‌نظير بياورد . « 2 » همچنين در نامه‌اى كه رشيد الدين به فرزند خود ، امير على حاكم بغداد ، فرستاده است ، از سفارش مولانا صدر الدين محمد تركه و تعيين انعام در حق وى غفلت نمىورزد . « 3 » در اثر همين جايگاه ويژه ، وقتى صدر الدين به رشيد الدين نامه نوشت و از فقر و تنگدستى مردم اصفهان و اوضاع نابسامان آن نواحى ياد كرد و از وزير خواست كه در ماليات مردم آنجا تخفيف دهد ، رشيد الدين با پاسخى بسيار محترمانه فرمانى صادر كرد كه در حضور صدر الدين دفاتر قديم را بشويند و از مردم مطابق رضاى آنان ماليات بستانند و در بلاد ديگر هم بدان شيوه عمل كنند . « 4 » مقام صدر الدين بدان پايه بود كه خواجه رشيد الدين به هنگام بيمارى ، نسخه‌اى از وصيت‌نامهء خود را به نزد او فرستاد و از وى خواست كه فرزندان و بازماندگانش را به عنايت و راهنمايى خود مخصوص گرداند . « 5 » 1 - 2 - افضل الدين صدر يكى ديگر از علماى بزرگ خاندان تركه ، افضل الدين صدر تركه است كه معاصر صائن الدين و احتمالا برادرزاده يا عموزادهء او بود .

--> ( 1 ) . سوانح الافكار رشيدى ، ص 218 - 221 . ( 2 ) . سوانح الافكار رشيدى ، ص 126 - 127 . ( 3 ) . همان ، ص 68 . ( 4 ) . همان ، ص 44 - 45 . ( 5 ) . همان ، ص 201 - 217 .