صائن الدين على بن تركه

250

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

دالّه ، متحقّق باشد . [ 553 ] و آن تعريف مذكور از حيثيّت « كلام » ، مثانى مناجات است كه وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي . و از حيثيّت « بصر » ، معنى بزرگى و علوّ شأن است ؛ و مراد به « معنى » اينجا نفس نباهت و جلالت رتبت آن منصب شريف است كه علم ظهورش به طغراى « متى احتاج النّهار إلى دليل » « 1 » موشّح است ، نه آن معنى كه در مقابل صورت باشد . و از حيثيّت « كلام « 2 » » ، مواضع لغز و مواقع اشكال است كه « إنّ للقرآن ظهرا و بطنا و حدّا و مطلعا » . و از حيثيّت « قدرت و قوّت » ، مبانى قضيّهء ظهور و اظهار است كه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . [ 554 ] و امّا « تشريف » اين اسماء - كه عبارت از طرف بطون آن توقيف است ، يعنى ادراك معانى و حقايق آن صور مذكوره « 3 » - از صادق عزيمتى صورت ظهور يابد كه مركب عزم برق آهنگش در رجوع به مستقرّ اصلى خويش كه منبع حقايق و معدن معانى است ، به عنان عوايق و لجام موانع متوقّف نگردد تا نفس شريفش به رتبت شهود و منزلت مكاشفهء آن حقايق ، برگزيده و پسنديده شود . [ 555 ] و اين تشريف از روى « كلام » ، مراكب برگزيدهء آيات كريمه خواهد بود كه حوامل حقايق مذكوره‌اند . و از روى « بصر » ، غرايب نزهها و عجايب فرجهاى بزم‌خانهء لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى است . و از روى « سمع » ، منتهاى مطالب و غاياتند ؛ چه ، چون سمع از جوارح مذكوره به طرف بطون مخصوص است ، هرآينه در اين مرتبه ، او حايز قصب السّبق شود . و از روى « قدرت » ، عساكر و جيوش نصرت و قوّت است كه « نصرت بالصّبا و أهلكت عاد بالدّبور » . « 4 » باد با بوى سر زلف دلاويز تو بود * ورنه از باد نداديم دل خويش به باد * * * [ 556 ] فللّبس « 5 » منها بالتّعلّق في مقا - * م الإسلام ، عن أحكامه الحكميّة

--> ( 1 ) . تب : دليلى . ( 2 ) . تب : سمع . ( 3 ) . تب : عظيمه . ( 4 ) . فر : + بيت . ( 5 ) . ال : و للّبس .