صائن الدين على بن تركه
248
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
اسمائند كه « تشريف » بدان اشارت است . و اوّل ، مرتبهء « نبوّت » است و ثانى « رسالت » و ثالث « ولايت » . اين زمان هر يك از اين مراتب را بيان خواهد كرد و صور ظهور اسماء اربعه در آنجا نمود : اوّلا مرتبهء « تصريف » آن اسماست و صور تحويلات در امثلهء وجوديّه ؛ و اين از مقام حافظان سررشتهء رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ [ است ] كه ( 42 ب ) نفس شريفشان بر محافظت حقوق موالات اين اسماء مذكوره مواظب بوده [ تا ] غبار تفرقهء كثرت ، حجاب وجه وحدت نشان محبوبشان نشود . [ 549 ] از روى « كلام » ، مغنّيان و گويندگان اشعار افتخارند كه « 1 » « أنا من أهوى و من أهوى أنا » ؛ و از روى « بصر » ، اعالى « 2 » مراكب تنبّه و ظهورند كه « 3 » ميان روز ، شتر بر سر مناره رود * هر آنكه گويد كو كو بدان كه نابيناست و از روى « سمع » ، مبادى آثار انبساط و بشاشت است « 4 » ؛ « بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى « 5 » » . لو يسمعون كما سمعت حديثها * خرّوا لعزّة ركّعا و سجودا و از روى « قوّت و قدرت » ، ابر باران امانى است كه مبدأ فيض و منشأ فتوح است . « 5 » دل را چه كنم اگر نه جانت شمرد * ديده چه بود گرنه به رويت نگرد از دست چه سود گر نه زلفت پيچد * وز پا چه اثر « 7 » گرنه به كويت گذرد [ 550 ] و آخر ، مرتبهء « توقيف » آن اسماست كه آن عبارت از تمييز خصوصيّات هر يك « 8 » است و ربط رقايق ظهور ايشان به مواطن صدور ؛ و اين معنى « 9 » از كسى صادر تواند شد كه عقد تمييز آثار وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ
--> ( 1 ) . فر : + ع . ( 2 ) . تب : عالى . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . فر : + ع . ( 5 ) . فر : + شعر . ( 7 ) . تب : هنر . ( 8 ) . ال : يكى . ( 9 ) . فر ندارد .