صائن الدين على بن تركه

245

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 542 ] و آثارها في العالمين « 1 » بعلمها * و عنها بها الأكوان غير غنيّة [ 543 ] وجود اقتنا ذكر ، بأيد تحكّم * شهود اجتنا شكر بأيد عميمة [ 544 ] مظاهر لي فيها بدوت و لم أكن * علىّ بخاف قبل موطن برزة و آثار و شواهد اسماء مذكوره - كه مفاتيح ابواب وجود و مقاليد اقفال غيبند - در عالم و عالميان از حيثيّت تعيّنات ايشان ، با علوم خاصّهء هر يك بدان آثار و حيثيّات ( 42 الف ) حاصل و ظاهر است ؛ و حال آنكه اكوان عالم از آن اسماء به مجرّد آثار اكتفا ننموده‌اند و مستغنى نگشته ؛ بلكه مظهر ذات و تمامى صفات شده . « 2 » آن پادشاه اعظم در بسته بود محكم * پوشيد دلق آدم ناگاه بر در آمد [ 543 ] آثار اين اسماء مذكوره « 3 » از روى تمامى دايرهء ظهور - كه آدم عبارتى « 4 » است از آن - مشتمل بر قوسين است : - يكى قوس وجود است كه عبارت از احتياز تمام مراتب شجرهء ظهور و ذكر است به واسطهء استيلاى قواى مراتب و تسلّط احكام تعيّنات و تحكّمات ايشان . - و ديگر قوس شهود است كه عبارت از اجتناى ثمار اظهار و شكر است به ايادى آن عوارف جسيمه و ايادى عميمه . و اين طرفه لطيفه‌اى است كه هم نعمت است و هم شكر . « 5 » « هم باده و هم حريف و هم جام » [ 544 ] و اين دايره به تمام مراتب القوسين ، مظاهر آن حقيقت منند كه در آنجا ظاهر گشته‌ام ؛ و حال آنكه نه آن بود كه پيشتر از اين ، نشأت ظهور و موطن بروز ، بر من پوشيده بود . « 6 » الحق شگرف مرغى كز تو دو كون پر شد * نى « 7 » بال باز كرده نز آشيان پريده * * * [ 545 ] فلفظ ، و كلّي بي لسان محدّث * و لحظ ، و كلّي فيّ عين لعبرة « 8 »

--> ( 1 ) . چنين است در اصل ؛ و در بالاى آن نوشته شده است « معا » . يعنى « ل » به هر دو حركت فتحه و كسره درست است . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . فر : مذكور . ( 4 ) . فر : عبارت . ( 5 ) . فر : + ع . ( 6 ) . تب فر : + بيت . ( 7 ) . ال تب فر نا مل : نه . ( 8 ) . ال : لعبرتي .