صائن الدين على بن تركه

211

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

تحريك مهد مشغول گشت ، طفل از آن قلق و اضطراب ساكن شد ؛ و اين دليلى است بيّن كه مادّهء وجد به حركت ساكن مىگردد . مگس پيش شوريده‌اى پر نزد « 1 » * كه او چون مگس دست بر سر نزد « 1 » * * * [ 436 ] وجدت بوجد آخذي عند ذكرها * بتحبير تال أو بألحان صيّت [ 437 ] كما يجد المكروب في نزع نفسه * إذا ما له رسل المنايا توقّت [ 438 ] فواجد كرب في سياق لفرقة * كمكروب وجد لاشتياق لرفقة [ 439 ] فذا نفسه رقّت إلى ما بدت به * و نفسي ترقّت للمبادي العليّة و اين صورت دوم است از دلايل تمثيلى كه بدان اثبات حالت وجد مىكند كه : يافتم به واسطهء غلبهء احكام وجد ، حالتى كه مرا فرومىگرفت در وقت ذكر محبوب به اصوات مزيّن به نغمات متناسب و ابعاد متعادل - كه صورت خاصّ وحدت حقيقى است كه انسب و اقرب معانى است به نسبت با محبوب - چنان كه ساير حيوانات عجم از آن متأثّر مىشوند . « 3 » نبينى شتر بر نواى « 4 » عرب * كه چونش به رقص اندر آرد طرب شتر را چو زينها طرب در سرست * اگر آدمى را نباشد خرست [ 437 ] همچنان‌كه آن مكروب و مريض در حالت نزع مىيابد ، وقتى كه رسولان مرگ توفيهء حق بلاغ كرده باشند و او تارة به جواذب معنوى ، متوجّه عالم اطلاق گردد و گاهى عوايق تعلّقات ، روى او سوى عالم كون كند و از براى مفارقت آن ، مكروب و مضطرب شود . [ 438 ] پس آن اندهگنى « 5 » كه از راندن به سوى بيابان هجران و فراق ، اندوهناك گشته ، حال او در شدّت ، به حال مكروبان و محرومان بوادى وجد و اشتياق مىماند . [ 439 ] چه ، رقّت نفس ( 36 ب ) و تحنّن حال او به واسطهء ميل به سوى اين مظهر

--> ( 1 ) . ال : زند . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . فر : در سرود . ( 5 ) . مل : اندهگين .