صائن الدين على بن تركه

204

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 411 ] تا وهم كه بزم‌آراى مجلس شوق است ، از ميامن آن نشوهء جمعيّت آثار ، حضرت معشوقى را در مجلس اتّحاد حاضر گرداند ؛ چنانچه قوّت فاهمه كه از مبصران آن صحبت است ، چنان تصوّر كند كه هميشه از نديمان مجلس حسّ بوده است . « 1 » چه مستى است ندانم كه ره « 2 » به ما آورد * كه بود ساقى و اين باده از كجا آورد [ 412 ] پس در اين حال ، به شگفت آيم من از مستى به غير شراب ؛ و اين تعجّب ، موجب هيجان موادّ طرب گردد و طربناك شوم در سرّ و باطن خودم ؛ در حالتى كه موادّ طرب از من ناشى شده باشد . آن‌چنانم به بويت اى گل مست * كه گل از بوستان نمىدانم [ 413 ] و از اين طرب ، دل كه سرحلقهء صحبت انس است ، به دست‌افشانى كونين از سر تعيّن برخيزد و در رقص آيد و ساير مفاصل و اعضاى ظاهر به دستيارى او در تصفيق و دست زدن درآيند و روح كه مبدأ اثارت فتنه و آشوب اوست ، به غناى دردانگيز آواز بركشد . « 3 » گر ازين دست زند مطرب مجلس ره عشق * چه محل جامهء جان را كه قبا نتوان كرد « 3 » * سماعى مىرود در مجلس ما * كه ذوقش مىكند هفت آسمان طى * * * [ 414 ] و ما برحت نفسي تقوّت بالمنى * و يمحوا القوى بالضّعف حتّى تقوّت [ 415 ] هناك وجدت الكائنات تحالفت * على أنّها و العون منّي معينتي [ 416 ] ليجمع شملي كلّ جارحة بها * و يشمل « 5 » جمعي كلّ منبت شعرة [ 417 ] و يخلع « 6 » فيما بيننا لبس « 7 » بيننا * على أنّه « 8 » لم ألفه غير ألفة چون تبيين حال سماع و ثوران مادّهء وجد بر وجه مذكور ، مشعر بود به تخصيص

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 2 ) . مل : رو . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 5 ) . فر : يشمل . ( 6 ) . ال فر : يخلع . ( 7 ) . در اصل : لبس . ( 8 ) . ال : أنّني .