صائن الدين على بن تركه

176

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 328 ] و منّي أوج السّابقين ، بزعمهم * حضيض ثرى آثار موضع وطأتي « 1 » غايت اين مقامات - كه مجذوب اليها بود و من به جناح جذبه بر افنان و اغصان آن طيران مىنمودم - و منتهاى آن منازل - كه به مساعى اقدام سلوك و سير بر قلال و تلال مقاصد آن عروج كردم - چيزى بود كه گذرانيدم من آن را ، و در پس پشت اعراض گذاشتم بر مقتضاى « 2 » بحيث ترى ألّا ترى ما عددته * و أنّ الّذي أعددته غير عدّة پيش از آنكه در مقام توبه در آيم ؛ « 3 » « توبه اينست هر كه مرد هست » . « 4 » من دوش بپرسيدم از آن قوم حريفى * كايشان چه كسانند و چه رنگند و چه پوشند گفتا كه همه باده‌پرستند و سيه‌پوش * در كوى مغان دردكش و مشك به دوشند [ 328 ] و حال آنكه اوج مقام آنانى كه سابقان اين مىدانند به زعم خودشان ، حضيض آن خاك است كه اثرى از آثار اقدام من و نشانى از گام نهايت سرانجام من بر آن باشد ؛ « 5 » « سفر چنين كند آن كس كه رهبرش عشقست » . مريد پير مغانم ز من مرنج اى شيخ * چرا كه وعده تو كردى و او به جاى آورد ( 30 ب ) * * * [ 329 ] و آخر ما بعد الإشارة حيث لا * ترقّي ارتفاع ، وضع أوّل خطوتي « 6 » [ 330 ] فما عالم إلّا بفضلي عالم * و لا ناطق في الكون إلّا بمدحتي [ 331 ] و لا غرو أن سدت الالى سبقوا و قد * تمسّكت من طه ، بأوثق عروة [ 332 ] عليها مجازيّ سلامي ، لأنّما « 7 » * حقيقته منّي عليّ تحيّتي آخر آن مراتب و مقامات كه از سياحات سيّاح اشارت بيرون است ، بلكه منتهاى سير او بسى دون آن است ، آنجا كه ترقّى نسبت ارتفاع و تزايد رتبت علوّ ، منقطع و منتفى

--> ( 1 ) . مل : وطئة . ( 2 ) . فر : + شعر . ( 3 ) . تب : + مصرع ؛ فر : + ع . ( 4 ) . تب : + بيت . ( 5 ) . فر : + مصرع ؛ تب مصرع را ندارد . ( 6 ) . در اصل : خطوة ؛ با توجه به شرح صائن الدين ، نسخهء نا ، ديوان ابن فارض و مشارق الدرارى تصحيح شد . ( 7 ) . ال : و إنّما .