صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 29

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

شرحى از كلام ابن عربى بر آن مىآورد و مطالبى هم به زبان فارسى در پى آن مىگفت . همين تقريرات را سعيد الدين فرغانى گرد آورده ، در حضور جلال الدين محمد مولوى خواند و به نظر صدر الدين هم رساند و سرانجام شرح فارسى تائيه را به نام مشارق الدرارى بر مبناى آن ترتيب داد ؛ سپس آن را به عربى ترجمه كرد و منتهى المدارك نام نهاد . « 1 » صدر الدين قونوى در مقدمه‌اى كه بر مشارق الدرارى نوشته است ، مىگويد كه در آخرين روزهاى حيات ابن فارض ، با او در يك جامع جمع بود ، ليكن ملاقات ميسر نشد ، با آنكه هر دو دربند آن بودند كه اجتماع حاصل شود . صدر الدين در همان‌جا مىنويسد كه در سال 643 هجرى كه از شام به مصر مىرفته است ، قصيدهء تائيه را در ديار مصر ، شام و روم با جمعى از فضلا خوانده و مشكلات آن را براى ايشان مطرح كرده است و سعيد فرغانى تنها كسى است كه آن تقريرات را به رشتهء تحرير كشيده و تدوين كرده است . « 2 » ظهور مكتب ابن عربى و نظريهء وحدت وجود در آغاز سدهء هفتم هجرى و توجه خاص پيروان اين مكتب به آثار ابن فارض موجب شد كه شارحان تائيه غالبا اين قصيده را از ديدگاه نظريهء وحدت وجود شرح كنند . برخى از ابيات اين قصيده رنگ و بوى وحدت وجودى دارد ، « 3 » اما همهء آن را نمىتوان كاملا با اصول و مبانى اين مكتب منطبق دانست . نظرگاه عرفانى ابن فارض مجموعا با وحدت شهود سازگارتر است . بر خلاف ابن عربى كه نظريهء عرفانى خود را به شيوهء فلسفى و استدلالى و بطور جامع و فراگير ارائه مىداد ، ابن فارض در پى تبيين فلسفى نظام هستى نبود . او معتقد بود كه سالك در سير و سلوك خويش به مقام و مرحله‌اى مىرسد كه از انانيت خود و از جميع خواهشهاى نفسانى تهى مىشود و در نتيجه به نوعى از هشيارى دست مىيابد كه در آن ، خود را با حق يگانه مىبيند و محبّ و محبوب ، و شاهد و مشهود يكى مىشود . در اين مقام شهود ، كه از آن به صحو الجمع يا صحو ثانى يا صحو بعد از محو تعبير

--> ( 1 ) . كشف الظنون ، ج 1 ، ص 265 - 266 . ( 2 ) . مشارق الدرارى ، ص 5 - 6 . ( 3 ) . نگاه كنيد به : ديوان ، ص 66 - 67 ، 69 ، 75 ، 89 ، 100 ، 109 .