صائن الدين على بن تركه

161

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

حضرت رسالت پناهى مىيافت . [ 280 ] آن زمان ، نه جبرئيل « 1 » بود دحيه - وقتى كه ظاهر شد بر هديّه‌دهنده هدايت - كه در هيئت بشرى درآمده بود . [ 281 ] و حال آنكه اين مقدّمه از مقرّرات است كه علم آن حضرت به ماهيّت مرئى ، به نسبت با علوم حاضران ، به مزاياى رجحان مخصوص است . [ 282 ] و شك نيست كه در علم آن حضرت ، « دحيه » ملكى بود كه به او وحى مىرسانيد و در علم حاضران مردى نمود كه به رعايت حقوق صحبت مخصوص گشته . [ 283 ] بعد از تمهيد اين مقدّمات ، مىگويد كه مرا در « أصحّ الرّؤيتين » كه آن رؤيت حضرت رسالت است ، اشارتى شافى است و دليلى كافى بر اثبات اتّحاد ، و آن كه عقيدهء من - يعنى اهل توحيد - از شوايب حلول ، منزّه و مبرّاست . چه ، اگر حلول بودى ، بايستى كه « دحيه » در آن صورت حاضر بودى و ساير حاضران « 2 » متساوى بودندى در علم به مرئى ؛ و نه چنين بود . « 3 » اى روى در كشيده به بازار آمده * خلقى درين حديث گرفتار آمده * * * [ 284 ] و في الذّكر ذكر اللّبس ليس بمنكر * و لم أعد عن حكمى ، كتاب و سنّة در مطاوى قرآن مجيد و كتاب كريم ، ذكر تنزّل حق در مراتب و بيان تلبّس او به ساير ملابس و مظاهر ، از آن اشاعتى نيافته كه احتياج به اظهار آن هست ، يا قابل انكار گردد ؛ چه فحواى نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ منادى مىزند بر سر بازار اظهار بر اين معنى ؛ و مفهوم وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى تير اين قصد است كه بر نشانهء مراد مىزند ؛ و مقتضاى أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ با وجود تعبير از ظهور اين معنى ( 28 الف ) تنبيه بر قصور مرتبهء منكران مىكند ؛ و حال آنكه من در اثبات مدّعاى خويش از حكم كتاب و

--> ( 1 ) . فر : جبريل . ( 2 ) . نا مل : حضرات . ( 3 ) . فر : + بيت .