صائن الدين على بن تركه
144
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
يك منعِ بتوجيه بكن عقلت را * تا از لم و لا أسلمت برهاند * * * [ 221 ] و أثبت بالبرهان قولي ضاربا * مثال محقّ « 1 » ، و الحقيقة عمدتي [ 222 ] بمتبوعة ، ينبيك في الصّرع غيرها * على فمها في مسّها حيث جنّت اول به دليل عقلى و برهان نظرى اثبات مدّعاى خويش مىكنم - كه اتّحاد است - بر تو در حالتى كه از براى توضيح آن به ضرب المثل توسّل مىجويم ؛ نه از امثلهء مشهوره كه مقبولات عامّه باشد و از قبيل مظنونات است و صاحب خطابه و جدل بدان استدلال كند ؛ بلكه امثال يقينى كه محقّان « 2 » طريق براهين و محقّقان كوى يقين را شايد و آن محسوسات و بديهيّات است ، چنانچه خواهد آمد . و چگونه غير اين تواند بود ؟ و « 3 » حال آنكه حقيقت است كه عمدهء عقيدهء من است و يقين است كه اسّ آن طريق است . به مظنونات و مسلّمات كى « 4 » توسّل توان كرد ؟ و شعر و خطابه را چه اثر « 5 » باشد ؟ « 6 » كارت به دو بيتى و غزل برنايد ( 25 الف ) * زر بايد زر كه ضرب شاهى دارد [ 222 ] و آن صورت مثالى ، حال متبوعه است كه به واسطهء انحراف امزجهء موضوعات مشاعر شاعرهء او از اعتدال انسانى ، و تجرّد قواى مدركهء او فىالجمله از موادّ هيولانى ، مستعدّ اتّصال به بعضى از روحانيّات گردد ؛ و در وقتى كه مصروع شود و ساير قوا از اعمال بدنى معزول گردند ، غير او - از اشخاص روحانى - بر دهان او از زبان او به سخنانى كه از حوصلهء ادراك او دور است ، خبر مىكنند در وقت پسودن « 7 » آن روحانى و مجنون شدن او . « 8 » گويم به هر زبان و به هر گوش بشنوم * وين طرفهتر كه گوش و زبانم پديد نيست * * * [ 223 ] و من لغة تبدو به غير لسانها * عليه براهين الأدلّة صحّت
--> ( 1 ) . ال : مثالا بحقّ . ( 2 ) . ال : محقّقان . ( 3 ) . فر ندارد . ( 4 ) . فر : كجا . ( 5 ) . فر : + آن . ( 6 ) . فر : + بيت . ( 7 ) . ال مل : بسودن . ( 8 ) . فر : + بيت .