صائن الدين على بن تركه
137
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
[ 200 ] و چون در پاك گردانيدن نفس ، نقش لذّات جسمانى و ملايمات هيولانى از لوح ارادت او ببردم بدانكه او را دور گردانيدم از عادات مقبوله و « 1 » به تناول اغذيهء روحانى در فطام « 2 » از مألوفات طبيعى متسلّى گشت و استحقاق بلوغ مرتبهء قلبيّت يافته ، رجوع به رتبت قابليّت اصلى خويش بر مقتضاى ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ نمود و از تفرقهء ميل به اطراف انحراف رسته ، در جمعيّتآباد عدالت ، پشت بر متّكاى اطلاق داده ، آرام گرفت و آسود . « 3 » سايهء طوبى و دلجويى حور و لب حوض * در هواى سر كوى تو برفت از يادم * * * [ 201 ] و لم يبق هول دونها ما ركبته * و أشهد نفسي فيه غير زكيّة [ 202 ] و كلّ مقام عن سلوك قطعته * عبوديّة حقّقتها بعبودة در راه عشق ، هيچ امر هايل و بارگير « 4 » سهمناك نماند كه من نه بر نشستم و مسخّر كردم آن را ؛ و در آن حالت ، نفس خود را مىديدم كه هنوز از شوايب آلايش ، تمام پاك نشده ؛ « بسيار سفر بايد تا پخته شود خامى » . [ 202 ] و هر مقامى از مقامات كلى چون توبه و زهد و غيره ، و جزئى چون محاسبه و مراقبه ، كه از سر سلوك قطع آن كرده بودم در مرتبهء اول از مراتب عشق و در باديهء اولى از بوادى اين طريق - كه بر بارگير عبوديت كه به لجام كلفت « 5 » ملجم و به زين مشقّت مشدود « 6 » بود - مىسپردم و متوجّه مرتبهء تخلّق بودم ؛ سلوك عين آن مقامات را درست گردانيدم به قوّت براق عبودت « 7 » طواعيت « 8 » طبيعت ، و بدانها متحقّق گشتم . « 9 » هر چند به كوى او دير « 10 » است كه پى بردم * بسيار بگرديدم تا راه به وى بردم * * *
--> ( 1 ) . چنين است در اصل ؛ اما سياق جمله ايجاب مىكند كه « و » حذف شود و به جاى آن « ، » بيايد . ( 2 ) . فر : افطام . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . فر : بادگير . ( 5 ) . فر : + تكليف . ( 6 ) . نا : مسدود . ( 7 ) . نا : عبوديّت . ( 8 ) . مل : طواغيت . ( 9 ) . فر : + بيت . ( 10 ) . فر : ديرى .