صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 20

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

زيرا اين سخن را نه تكملهء منذرى تأييد مىكند و نه وفيات ابن خلكان . اين هر دو ، ولادت ابن فارض را در چهارم ذىقعدهء 576 ضبط كرده‌اند . « 1 » قول ديگر مورخان نيز چنين است . « 2 » ابن فارض مقدمات علوم را نزد پدر فرا گرفت . پدرش مردى عالم و زاهد و مدتى نايب الحكم ملك عزيز ايّوبى در قاهره بود و گاهى فرزند خويش را هم با خود به مجالس حكم مىبرد . زهد و ورع او موجب شد كه دعوت سلطان را براى تصدّى منصب قاضىالقضاتى نپذيرد و سرانجام از امور دولتى دست شويد و در جامع ازهر به ارشاد مردم پردازد . « 3 » ابن فارض در قاهره به استماع حديث از بهاء الدين قاسم بن عساكر پرداخت « 4 » و مذهب شافعى را برگزيد . « 5 » سپس به تصوّف روى آورد و به وادى « مستضعفين » در كوه « مقطّم » رفت و به رياضت و مجاهدت پرداخت . البته در اين ايّام از نيكى به پدر غافل نبود و هر چند روز يك بار ، از بهر نگاهداشت خاطر او ، به ديدنش مىرفت تا آنگاه كه پدر به ديار باقى شتافت . « 6 » ابن فارض به سياحت و رياضت ادامه داد ؛ اما آنچه را كه مىجست ، در كوهستانهاى مصر نمىيافت و گشايشى حاصل نمىشد ، تا آنكه روزى هنگام بازگشت به قاهره و ورود به مدرسهء « سيوفيّه » ، پيرمرد بقّالى را ديد كه وضويى مىساخت برون از ترتيب شرعى ؛ زبان به نكوهش او گشود ؛ پيرمرد كه از اولياء الله بود ، به او گفت : اى عمر ! گشايش كار تو در مصر نخواهد بود ، بلكه در مكّه به مقصود خواهى رسيد و اكنون هنگام آن فرا رسيده است . « 7 » پس از اين ديدار ، ابن فارض به حجاز رفت و مدت پانزده سال در كوهستانهاى

--> ( 1 ) . التكملة لوفيات النّقلة ، ج 3 ، ص 389 ؛ وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 455 . ( 2 ) . نگاه كنيد به : تاريخ الإسلام ، الطبقة 64 ، ص 93 ؛ النجوم الزّاهرة ، ج 6 ، ص 288 . ( 3 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 5 . ( 4 ) . التكملة ، ج 3 ، ص 389 ؛ سير أعلام ، ج 22 ، ص 368 . ( 5 ) . التكملة ، ج 3 ، ص 389 ؛ حسن المحاضرة ، ج 1 ، ص 581 . ( 6 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 5 . ( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 5 .