صائن الدين على بن تركه

72

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

حضرت قدس پاك چه نسبت به مشتى آلودهء خاك ؟ « 1 » درخت ميوهء مقصود از آن بلندترست * كه دست همّت كوتاه ما در آن يازد و واشى - كه عبارت از اشخاصى است كه فرع تعيّن معشوقىاند - از سر غيرت كه مقتضاى عزّت است ، به اثبات تفرقهء اثنينيّت و انّيّت ، بنياد هذيان بىمعنى گفتن و تشنيع لاطايل كردند كه أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ . « 2 » زان چمنى كه بلبلش روح قدس نمىسزد * گلخنيان خاك را بوى وصال كى رسد [ 52 ] پس مرا در مقابلهء هر دخلى از ايشان ، دفعى ضرورى شد از حكم عشق : در مقابلهء دخل لاحى كه دعوت بود به سلوت ، به غير از مخالفت كه مقتضاى تقوى و تورّع عشق است كه ( 12 ب ) « و « 3 » تورّع « 4 » من التّورّع فيها » ، جوابى ديگر نيامد . « 5 » نيكخواها در آتشم بگذار « 6 » * وين نصيحت مكن كه بگذارش و در مقابلهء دخل واشى - كه اظهار غيرت بود كه مقتضاى عزّت و تقيّهء جانب محبوب است - به غير از موافقت و معاهدت و تغليظ مواثيق محالفت « 7 » حكم عشق نشد . « 8 » دوست دارم كه كست دوست ندارد جز من * حيف باشد كه تو در ديدهء اغيار آيى * دام تجلّيك فلا غيرة * و غيرة العاشق عين الغرور * * * [ 53 ] و ما ردّ وجهي عن سبيلك هول ما * لقيت و لا ضرّاء في ذاك مسّت [ 54 ] و لا حلم لي في حمل ما فيك نالني * يؤدّي لحمدي أو لمدح مودّتي [ 55 ] قضى حسنك الدّاعي إليك احتمال ما * قصصت و أقصى بعد ما بعد قصّتي

--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . ال تب فر : + بيت . ( 3 ) . تب ندارد . ( 4 ) . فر : تودّع . ( 5 ) . تب فر : + بيت . ( 6 ) . ال : بگداز . ( 7 ) . ال تب فر : مخالفت . ( 8 ) . تب فر : + بيت .