صائن الدين على بن تركه

11

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

كلم كنظم العقد يحسن تحته * معناه حسن الماء تحت حبابه و هر چند بعضى از فضلا متعرّض كشف قناع از وجوه مخدّرات اين ابيات شده‌اند ، و متصدّى اختطاب اين بنات البيت گشته و بىتكلّف حسب المقدور در استجلاى آن نازنينان عذرا كوشيده ، تنزيل ايشان بر منازل عالى متصوّفه و موارد صافى ابرار و اخيار ، چنانچه در « لاميّة في تحقيق طريق الملاميّة » ايمايى بدان اطوار باشد در آنجا كه مىگويد : « 1 » تمسّك بأذيال الهوى و اخلع « 2 » الحيا * و خلّ سبيل النّاسكين و إن جلّوا و لو لا مراعاة الصّبابة غيرة * و إن كثروا أهل الصّبابة أو قلّوا لقلت لعشّاق الملاحة أقبلوا * إليها على رأيي و عن غيرها ولّوا ، كرده‌اند و در بعضى از مقدّمات آن نيز معانى بلند اهل تحقيق را به عبارات ارجمند مؤدّى گردانيده ، فامّا چون از خصوصيّت ذوق ناظم ، ذاهل بوده‌اند و از مشرب عذب او غافل ، گويا بر مقاصد آن قصيده چنان منطبق نيفتاده است . « 3 » أمّا الخيام فإنّها كخيامهم * و أرى نساء الحىّ غير نسائها در اين وقت ، چون گاهى كه با جمعى ياران خاص ، يعنى حريفان بزم كم‌زنى و وايافتگان كوى گم‌شدگى ، از اين خمخانه جامى زده مىشد و حكايت از ملح لطائف ناظم و نكت طرايف او در ساير منظومات ، نقل مجلس مىآمد ، التماس قيد آن در صور كتابى مىكردند ، امتثالا لأمرهم ، شطرى از آن ، بدين الفاظ شكسته بسته معبّر گشت و چون ظرفاى عجم نيز از آن ذوق كامل بهره‌ور بوده‌اند و در طى اشعار ، به بدايع حقايق ، اشعار نموده ، تحقيقا للجمعية به زبان پارسى مترجم شد ؛ هر چند جمعى كه كام مرام ايشان از اين ذوق بىمزه باشد ، به ناكام مستكره دارند ؛ ليكن « 4 » آن‌كس كه ز شهر آشناييست * داند كه متاع ما كجاييست *

--> ( 1 ) . فر : + شعر ؛ مل : + نظم . ( 2 ) . مب و ال بر بالاى اين كلمه « ودع » را اضافه دارند . ( 3 ) . فر : + شعر ؛ مل : + نظم . ( 4 ) . تب فر : + بيت ؛ مل : + نظم .