صائن الدين على بن تركه
5
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
مشّاطهء بيان ، اين مخدّرهء حسنا را بر خاطبان « 1 » ابكار حقايق ، يعنى بالغان مراتب فتوّت و مردى كه قواى مدركهء ايشان به اذواق كامله در افتراع معارف يقينى از نقايص عنّت و بىذوقى مبرّا باشد ، بر منصّهء ظهور به سه گونه جلوه مىدهد : اولا منتهجان مسالك ادلّهء نظرى و مستبصران محجّهء حجج فكرى را معلوم است كه مواد مقوّمهء « 2 » اين نوع سخن ، از مخيّلات « 3 » مشوّقه و مموّهات مرغّبه و منفّره ، تا چهرهء نظمشان به صنوف اغراقات كاذبه حالى نباشد ، و از زيور صدق عاطل و خالى نه ، صورت قبول نپذيرد و مستتبع آن معنى كه غايت اوست ، كما ينبغى نشود . و شك نيست كه اذيال اقبال خدّام آن آستان ، از گرد اين نوع « 4 » مكدّرات مبرّاست و دعاوى بيّنهء ايشان از مقدّمات « 5 » خيالى و مبادى مثالى منزّه و معرّا . « 6 » جايى كه نشان بىنشانست آنجا * انگشت خيال در دهانست آنجا و ثانيا بر مسترشدان حقايق حكمى و مستفيضان معارف ذوقى ظاهر است كه حاملان الويهء حمد كه واضعان « 7 » صور الهىاند ، ارتفاع علم دولت و ايالت ايشان به اظهار صور متفرقه ، چنانچه مقتضاى احكام كثرت است تواند بود كه « حبّب إلىّ من دنياكم ثلاث » ؛ تا از عهدهء انباء وحدت حقيقى ، و ابلاغ احكام حدود ، تفصّى نموده باشند ؛ چنانچه در غير اين مجال ، بيان كرده شود . بر مؤدّاى اين مقدمهء لازم ، كه صادر از ايشان از مقولهء كلمات و مقولات مقطعات حروف باشد ، و ما يجري مجراها من الآيات الّتي لا يدرك وجوه الارتباط بينها بالمدارك البشرية ، هرآينه كلامى كه هر شطرى از آن به هيئتى تأليفى و صورتى وحدانى مخصوص باشد ، چنانچه هيچ جزء از اجزاى او نبوده كه معروض وحدت نشود ، لايق منصب ايشان نخواهد شد و نشايد كه مصدر آن شوند كه وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . و ثالثا بر نقشخوانان لوح كتابى و رمزدانان حروف خطابى ، واضح و لايح است كه
--> ( 1 ) . ال : خاطبگان . ( 2 ) . فر : مقدّمه . ( 3 ) . فر : متخيّلات . ( 4 ) . فر ندارد . ( 5 ) . فر در بالاى اين كلمه « مقومات » را افزوده است . ( 6 ) . ال فر : + بيت ؛ مل : + نظم . ( 7 ) . فر مل : واصفان .