صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 113

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

پست و نشيب عراق فراق و سپاهان احزان به سوى ميان‌خانه چارگاه وصال ترقى دهد . » « 1 » نمونه‌اى در نجوم : « بعد از آنكه در مراقى عز ، كوكب جاه من در اوج اعتبار بود ، چون آفتاب دولت عشق ، جرم التفات بر برج حقيقت من انداخت ، از حضيض درجات عزّ و ترقى به سوى اوج دركات ذلّ و تنزّل مايل شدم ، بعد از آنكه كوكب تعيّن من در عقدهء نخوت ، دربند نام و ناموس بود . » « 2 » نمونه‌اى در فلسفه و عرفان : « اگر نه حبوب حقيقت من در چمن امكان و مرغزار ظهور بودى ، كى شجرهء وجود از او سر برزدى و ثمار شهود بار دادى ؟ . . . پس بر شاخسار وجود هيچ موجودى ، گل حيات نشكفته ، الّا آنكه از گلستان حيات اغصان من برومند گشته . و ثمرهء هيچ ارادتى از هيچ نفس ظاهر نشده ، الّا آنكه در تحت دوحهء مراد من باليده شده . » « 3 » و نمونه‌اى در مذهب و قصص قرآن : « در ميان بنى اسرائيل نظر و اهل فكر ، از براى جناب روحانيت آثار احيا اطوار عيسوى ، مائدهء جمعيت حكم و معارف از آسمان افاضت فروفرستاده‌شد و بر بسيط حوصلهء مستفيضان و مسترشدان گستريده گشت . » « 4 » صائن الدين سجع را نيز بطور ملايمى مورد توجه دارد : « اگر بدان حضرت رسى ، نبينى مگر عاشقى كه در نظر همت او ، به غير عشق در نيايد و لسان حالش همه اين فحوا سرايد . . . » « 5 » « گاه از راه عيان درآيد و بنياد هستى عاشق براندازد و گاه از روى معنى ، جانش را به تحف حقايق و معارف بنوازد و گاهى در عالم خيال ، به خلافت صورت مثالى ، حكومت آغازد . » « 6 » نبايد فراموش كرد كه زيبايى قلم صائن الدين در گرو تصنع و تكلف نيست . در بسيارى موارد ، فصاحت و شيوايى نثر او بدون حضور بارز صناعات ادبى هم به زيبايى

--> ( 1 ) . شرح بيت 727 - 728 . ( 2 ) . شرح بيت 123 . ( 3 ) . شرح بيت 637 - 638 . ( 4 ) . شرح بيت 611 . ( 5 ) . شرح بيت 351 . ( 6 ) . وصل ششم ، ص 21 - 22 .