صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 105

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

9 - 2 . سبك 9 - 2 - 1 و ويژگيهاى زبانى نثر صائن الدين در شرح نظم الدّر ، بشدّت متأثر از زبان عربى است و اين اثرپذيرى از دو ديدگاه شايسته بررسى مىباشد : يكى از اين نظر كه نويسندگان دورهء تيمورى نه تنها از به كار بردن كلمات و عبارات عربى خوددارى نمىكردند ، بلكه اين مسئله را نشانگر معلومات و به‌ويژه اطلاعات دينى خود دانسته ، مايهء مباهات مىشمردند و همين رسم رايج ، بر ذهن و ضمير صائن الدين هم سايه‌افكن بوده است ؛ و ديگر آنكه موضوع رسالهء شرح نظم الدّر ، قصيده‌اى به زبان عربى است كه مطابق با نظريات عارفى عرب زبان شرح شده است ، و پذيرفتنى مىنمايد كه در اين قلمرو ، برخى ابزار پيام‌رسانى از حوزهء زبان عربى وام گرفته شود . از همين رو ، صائن الدين چه در زمينهء مفردات و چه در قلمرو تركيبات ، با گشاده‌رويى فراوان به پيشواز زبان عربى مىرود و حتى در مواردى واژگان عربى را چنان بىاعتدال در اين رساله مىنشاند كه عرصه را بر صاحبخانه تنگ مىكند ؛ لذا موارد بسيارى مشاهده مىشود كه تنها ساختمان دستورى و حروف و افعال از آن زبان فارسى است و اگر سهم زبان عربى را از آنها برداريم ، چيزى بر جاى نمىماند : « . . . حقايق اطوار محبت و ما يترتّب عليه را ، كه عبارتى از عرايس معانى توحيد و ابكار اتحاد است ، در لباس امثله چون حج و صلاة و اركان و مناسك و جام و شراب و غيره ، بر مجالى ظهور جلوه مىداد ؛ و اكنون كه نشوهء شراب انبساط بصرافته و عدم امتزاجه عنان تملك و اختيار به حكم كأس لها الحكم فمن أجل ذا * تعزل ليلا و تولّى نهار از دست قوت ماسكه در ربود ، مىخواهد كه . . . » « 1 » و گاهى ساختمان دستور زبان فارسى هم تحت الشعاع عربى قرار مىگيرد : « . . . در اين ابيات ، اشارت به مقامات و احوال طاعنان و مشنعان مىكند ، على اختلاف طبقاتهم ، تعريضا باعتكافهم في صوامع النّقص عند ذوي الكمال و تفصيحا لهم في نظر

--> ( 1 ) . شرح بيت 154 .