علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

55

شرح گلشن راز ( فارسى )

يعنى اوليا كه كاشفان حقايق و معانى و معارف‌اند ، هر يكى از مرتبه و مقام دانش و بينش خود نشانى داده‌اند ، الآن مىدهند كما كان . به حدّ خويش چون گشتند واقف * سخن گفتند در معروف و عارف حدّ از روى لغت منع است ، و در اصطلاح « الحدّ الفصل بينك و بينه » ، و به معنى مرتبه و مقام نيز آمده است ، و معروف حق است ، و عارف انسان ، يعنى اولياء چون به نهايت عرفان خود رسيدند ، سخن گفتند ، در بيان آداب طريق معرفت حق و معانى و معارف و دانندگان كه آن انسان باشد . يكى از بحر وحدت گفت انا الحق * يكى از قرب و بعد و سير و زورق يعنى يكى از اولياى خدا به بحر وحدت رسيد ، كه مشاهدهء فناى كل موجودات است ، در وجود و بقاى حق خود را و مجموع موجودات را همچون قطره باران ديد ، كه به بحر چون رسيدند ، وجود و تعين ايشان نماند ، عين بحر شدند ، بجز « انا البحر » چه گويند . ديگر سالك و طالب خدا چون وجود خود را در بقاى حق فانى بديد ، او را زبان نماند ، هر چه گويد ، به لسان حق گويد ، دليل بر اين قول خداست ، جلت عظمة « لا يزال العبد يتقرب الىّ بالنوافل حتى أحبّه فاذا حببته كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله فبى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يمشى » 27 حق جل جلاله مىفرمايد : كه دائما عبد سالك نزديك مىشود به من به نوافل ، كه آن سلوك خاص است ، تا وقتى كه من او را دوست داشتم ، چون من او را دوست داشتم ، سمع و بصر و لسان او منم ، پس به سمع من مىشنود ، و به بصر من مىبيند ، و به لسان من مىگويد . چنان كه منصور حلاج گفت عليه‌الرحمه ، و يكى ديگر از اولياى خدا . دورى و نزديكى و سير و سلوك و زورق آن نفس مطمئنه است . كه