علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

51

شرح گلشن راز ( فارسى )

تا به ابد بدان طريق در سير و سفرند ، چنان كه از اول اين كتاب تا به اينجا خود تقرير فرمود سير صورى چون خلع صورتى و لبس صورت ديگر ، چنان كه حضرت مولاناى رومى فرمايد : قدس اللّه سره العزيز ، « از جمادى مردم و نامى شدم » ، يعنى خلع صورت جمادى و لبس صورت نامى كردم به حسب سيره « و از نما مردم به حيوان بر شدم » ، يعنى باز خلع صورت نامى و لبس صورت حيوانى كردم هم به حسب سير « مردم از حيوانى و آدم شدم » ، به همين طريق كه گفته شد ، به حسب سيرت و صورت . « پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم » ، 9 كه از مردن كسى كى مىشود كم . كدام دانه فرورفت در زمين كه نرست * چرا به دانه انسانت اين گمان باشد كدام دلو فرورفت و پر برون نامد * ز چاه يوسف جان را كجا زيان باشد 10 و سير و سفر معنوى مثل رد اخلاق ذميمه و قبول اخلاق حميده و كسب علوم و معارف و معانى . در اين ره انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند يعنى در اين سير و سلوك صورى و معنوى انبيا عليهم الصلوات و السلام ، پيشوا و رهنماى طالبان و سالكانند ، هر نبى نسبت به قوم خود . وز ايشان سيّد ما گشته سالار * هم او اوّل هم او آخر در اين كار يعنى حضرت رسول عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات سالار و پيشواى مطلق است ، نه مقيد و مخصوص به قومى دون قومى . غرض شيخ اثبات جامعيت و خاتميت است ، مفهوم « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ » 11 شاهد است بر اين ، به خلاف ساير انبيا عليهم السلام كه هر يك از براى كارى و قومى مخصوص بوده‌اند ، چنان كه حق تعالى مىفرمايد : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ » 12 در حق موسى عليه السلام : « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا إِلى