علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

49

شرح گلشن راز ( فارسى )

« جهان خلق و امر از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد بازپس شد » اين بيت اشارت است به تجلى للوجود ، مراد به امر اينجا روح است ، و مراد به خلق ، جسم ، و مقصود از يك نفس ، تجلى جمالى رحمانى كه مقتضى وجود عينى است . و پيش علماى ظاهر مراد از يك نفس كلمه « كن » است ، و نزد صوفيهء محققين مراد از يك نفس كه - آن دم كه آمد باز پس شد - حصول استعداد قبول وجود پيدا شود ، و وجود وحدانى از مبداى فياض فايض شود ، كه روح و جسم از يكديگر ممتاز گردند ، و همان استعداد خاص همان دم مقتضى شود ، كه بازپس شدن عبارت از آن است ، و هر لحظه و هر آن ، استعدادات مثاليهء متعاقبه عقب استعداد ديگر پيدا شود ، تا به دانش و بينش و علوم و معارف آراسته گردد ، و به مرتبهء بلوغ خود برسد ، كه آن وصول انسان است ، به حقيقت خود ، و آن مرتبه بلوغ را عرش اعظم او خوانند . ولى اين جايگه آمد شدن نيست * شدن چون بنگرى جز آمدن نيست يعنى آن جايگه روح و جسم را از يك نفس بهم وجود وحدانى پيدا شده باشد ، چنان كه گفته شد - آنجا آمد شدن نيست - آن را در اصطلاح ظهور و بروز و مكون و خفا مىنامند . به اصل خويش راجع گشت اشياء * همه يك چيز شد پنهان و پيدا چونكه شدن جز آمدن نيست ، اشياء به اصل خويش كه آن وجود است على الدوام راجع باشند ، و پنهان و پيدا كه آن روح و جسم است ، در وجود عينى يكى مىشوند ، يعنى هر دو به يك وجود موجوداند ، و به حسب آثار ممتاز . تعالى اللّه قديمى كو به يك دم * كند آغاز و انجام دو عالم مقصود آنكه به يك تجلى جمالى رحمانى چنان كه گفته شد ، آغاز