صائن الدين على بن تركه
58
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
اعتبار كون خوانند . و اگر آن عقد « * » داله بر ذات كه ظاهر گشته به صورت وجودى خود « 1 » ، محاط حكم مرتبه نگردد بلكه به تفاصيل « 2 » احكام دالهء وجود و بيان كاشف او هويدا گردد و حكم اجمال « 3 » كه در صورت اول او را بود در اين صورت مرتبه نمايش را بود ، آن را « 4 » عبد خوانند . ولى كسى را قوت فهم اين معانى « 5 » تواند بود كه از لوح هر حرفى كه پيغمبر ما بدان فرستاده شده ، راه به معنى تواند برد بىآنكه واسطهء « 6 » وضع و وسيلهء جعل را در آن دخل دهد و اين زبانى « 7 » است كه جز وارثان حضرت ختمى و نزديكان ايشان كسى راه « 8 » نبرد . تو چه دانى زبان مرغان را * كه « 9 » نديدى شبى سليمان را « 10 » ما خاك رهيم همچو خسرو * وز كوى كسى به يادگاريم صحيفهء اول در بيان معنى نماز به عرف عام ببايد دانست كه نماز در اصل لغت عبارت از دعا بوده و در عرف شريعت « 11 » به نوعى از عبادت اختيارى اختصاص يافته كه آن را هيئت مخصوص و اركان معين باشد كه بنده در همهء اوقات به آن بندگى خدا بجاى آورد و بر مقتضاى « 12 » فرمودهء : « الصلاة عماد الدين » بنياد و اساس ديگر اركان اسلام بر آن است . و از براى اين است كه در هيچ وقت به هيچ عذر از هيچ بندهاى كه به كمال عقل و رجوليت باشد ، گزاردن آن نمىافتد ، به خلاف ديگر اركان اسلام كه هريك را وقتى معين و شرائط مخصوص هست كه به عذرها ساقط مىشود ، و از براى همين است كه در همهء دينهاى پيغمبران گذشته گزاردن نماز بر گروندگان
--> ( 1 ) - ب : محاط مرتبه . ( 2 ) - ب : تفاصيل . ( 3 ) - ب : احوال . ( 4 ) - ب : كه آن را . ( 5 ) - ب : معنى . ( 6 ) - دم : واسطهء و وسيله جعل . ( 7 ) - ب : زمانى . ( 8 ) - ب : بيت . ( 9 ) - ب : چون نديدى . ( 10 ) - ب : فرد . ( 11 ) - ن : شريعت نبوى . ( 12 ) - ب : و فرمودهء . * - اين توضيحات مانند صفحهء قبل مربوط به تلويح است : ( كن . و . عين . د . ب . واو . كن . )