صائن الدين على بن تركه

29

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

قوله : « شربت الحب » الى اخره . يعنى شراب عشق را در كئوس « 1 » مراقى جمال با كمال معشوق آشاميدم كاسه‌اى بعد از كاسه‌اى ، پس نه شراب سرآمد و نه تشنگى من . قوله : « ليس بينى و بين ربى فرق الا انى تقدمت بالعبودية » . شك نيست كه تا قابل به لسان استعداد « 2 » طلب ظهور نكند بدان ملابس كه در خم صبغة اللّه يافته ابواب خزاين ظهور گشاده نگردد . پس عبد به عبوديت خود يعنى صفت ذاتى او كه بدان عبد را عبد خوانند مقدم باشد بر رب كه پرورش عبد مىدهد بر آن وجه كه علم حكم مىكند . و علم تابع معلوم است يعنى عبد « 3 » و او حاكم است بر او « 4 » . غلامم خواجه را آزاد كردم * منم كاستاد را استاد كردم قوله : « من اعدك الاول » . يعنى آمادگى آن صفت اول كه بدان پيشى و تقدم دارى از كه بشد « 5 » . قوله تعالى : « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ » . يعنى كليدهاى در غيب كه بدان مراتب ظهور و اظهار از مكامن خفا بر مجالى شعور و اشعار هويدا مىگردند همه پيش هويت مطلقه است . پس عبوديت عبد را تقدم نتواند بود . و آنكه شيخ ابو الحسن گفت : « انا اقل من ربى بسنتين » . هم آشكاراكننده و هويدا گرداننده آن « 6 » سخن است . يعنى من كه عبدم از رب خود به دو سال يا به دو چيز كمترام . و آن معنى به دو وجه معين مىشود « 7 » كه يكى آنكه : منشاء سو « 8 » او غير در تعين دوم سمت ثبوت مىيابد و آن مبدأ ظهور عبد است پس به دو مرتبه « 9 » كامله كه منطوى بر جزئيات و اجزاى مترتبه « 10 » باشد مقدم باشد و سنه عبارت از آن است .

--> ( 1 ) - ب : كووس . ( 2 ) - ب : استعداد طلب ظهور گشاده نگردد . ( 3 ) - ب : عابد . ( 4 ) - ب : بيت . ( 5 ) - ب ، ن : شد . ( 6 ) - ب : اين . ( 7 ) - ن : شود . ( 8 ) - ب ، دم : سوى و غيره . ( 9 ) - ن : به دو مرتبه كه منطوى . ( 10 ) - ن : او باشد .