صائن الدين على بن تركه
24
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
كه صورت آن شده و ما هم در تو كه محبوبى خود را مشاهده كرديم بعد از كثرت اسمايى اعتبارى « 1 » عينى واحده كه بدان مرئى ورايى يگانه شود . و در اينجا نكتهاى نازك هست كه تحقيق آن در مبسوطات كرده شده . قوله : « انما يتبين الحق عند اضمحلال الرسوم » . يعنى حق به وحدت حقيقى خود گاهى ظاهر و مبين گردد كه رسوم عادى و اضافات جعلى كه مبادى كثرت است متلاشى و مضمحل گردد « 2 » . تا تو باشى و او جدا باشد * آسمان از زمين و نور از فى نقش خود برتراش و او را باش * تا شود جملهء جهان يك شىء لمعهء دهم « ظهور دايم صفت محبوب است » الى اخره . در بيان تمييز « 3 » ميان آثار خصوصيت معشوقى و عاشقى كه ظاهر مىشود در عين عاشق كه عالمش خوانند بدين عرف و تحقيق مبدا هريك . قوله : « 4 » ولدت امى اباها ان ذا من اعجبات * اننى طفل صغير فى حجور المرضعات يعنى مادر قابليت اولى كه هرچه هست در ولادت وجودى از بطن او بدر آمده پدر خود را يعنى آنكه هرچه هست حتى « 5 » قابل در ولادت ظهور در عالم از ظهر او پيدا شده ، بزاد و آن عبارت از فاعل است . چرا كه قابل در ظهور به صور مقبولهء خودش در عالم كه ولادت ظهورش آن است محتاج به فعل « 6 » فاعل و ظهور اثر او است ، و حال آنكه فاعل مذكور يكى از فرزندان قابل اول است كه ما در وجودى همه است . و اين سخن از آن منصور است « 7 » ليكن به تقريب
--> ( 1 ) - ب : اعسارى . ( 2 ) - ب : قطعه . ( 3 ) - ب : ميان خصوصيت . ( 4 ) - ب : شعر . ( 5 ) - ب : حتمى . ( 6 ) - ن : به فعل و فاعل و اثر ظهور است . ( 7 ) - ب : منصور است چرا كه عين .