صائن الدين على بن تركه

مقدمهء كتاب 27

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

6 - نفثة المصدور دوم اين رساله نيز مانند نفثهء اول ، نمودارى از اوضاع اجتماعى آن زمان و تقيه نمودن دانشمندان از اظهار عقايد خود ، مىباشد . مؤلف عرض حالى به بايسنغر نوشته و در آن آورده كه پس از اميرزاده پير محمد و اميرزاده اسكندر در پناه دولت او درآمده و رقيبان بارها انگيز بدگوئيش نموده و مؤثر واقع نيفتاده است . در اوانى كه نسبت به بايسنغر سوءقصدى واقع شد ، گروهى به حمله اتهام گرفتار آمدند . از جمله صائن الدين است . وى پس از رفع گرفتارى شرح حال خود به بايسنغر مىنويسد و در پايان آن اشاره به بيان دو سخن مىكند و در دومين سخن از صوفيان و درويشانى كه دكان مشيخت باز كرده مذمت بسيار مىكند و از بحث‌هايى كه خود با مشايخ اين طايفه نموده ، ياد مىكند . در مطاوى كلماتش دو اشاره دارد يكى راجع به ظهور خاتم الولايه است و ديگرى اشاره به اعتقاد درويشان در مورد اين ظهور و اينكه اختيار عالم در اين وقت بدست درويشان خواهد افتاد و اينكه از اغلب مردمى كه خود را نسبت به اهل عرفان مىكنند همين فهم مىشود كه انخلاع از تكاليف شرعى را شعار خود كرده‌اند و حال آنكه اين تكاليف از اهم شعاير سالك محسوب مىباشد . 7 - اعتقادات عنوانها : بحث ، اصل ، فصل ، نكته ، خاتمه . باعث بر نوشتن اين رساله دو چيز بوده يكى استشهاد و ديگرى اينكه چون اهل دستار در پايه سرير شاهرخى نسبت به اعتقاد درويشان حكايتى از سعايت نموده‌اند و مؤلف را به درويشى و تصوف نسبت داده‌اند ازاين‌رو پس از بيان سبب اين انكار ، به بيان اعتقادات خود پرداخته و اميرزاده شاهرخ و حاضران زمين و زمان روزگار خود را بر عقايدش گواه گرفته است . در مسئله