صائن الدين على بن تركه

267

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بعد حمد اللّه و الصلاة على نبيه محمد ، اعتقاد اين فقير به غير از آنچه از ائمهء سنّت و جماعت - رضوان اللّه عليهم اجمعين - برآن‌اند نبوده ، و الحالة هذه بر آن است ، چنانچه تفاصيل اصول آن را در ( « 1 » رسالهء عقيده ) كه مصدر به آيهء كريمه : « إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ، » گردانيده متعرض شده . و آن را نه به مجرد تقليد فرا گرفته ، بلكه به توفيق اللّه و تأييده ساير آن احوال را ابا عن جد بر مقتضاى فرمودهء : « عضوا عليها بالنواجد » به حجج و براهين عقلى و نقلى به يقينى درست معلوم دارد و بر آن مستحكم و راسخ است ، چنانچه كتب و رسايل هريك كه همراه شمال و صبا ارجا و انحاى بلاد اسلام را فراگرفته بدان گوياست : « و ذاك اوضح من نار على علم » . و هركه بر غير اين مذهب است او را ضال و گمراه مىداند . مركب اين باديه دين است و بس * چارهء اين كار همين است و بس و اگر در اثناى جوانى و حين طلب بر امتثال فرمودهء : « تعلموا حتى السحر » در علمى چند كه خلاف اين اصول باشد خوض كرده ، نه از سر اعتقاد كرده ، بلكه از جهت احتياز تفنّن و اكتساب فضائل ، كه دأب دانشوران و ادب ايشان است ، على الرسم اشتغال نموده ، اقتداء فى ذلك بالامامين - قدس اللّه سر هما - حجة الاسلام و فخر الانام . عشقبازى نه من آخر به جهان آوردم * يا گناهى است كه اول من مسكين كردم

--> ( 1 ) - منظور از رساله عقيده همان رسالهء اعتقادات است .