صائن الدين على بن تركه
252
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
كس كه سؤال ساعت از او مىكنى داناتر از سؤالكننده نيست » . اين است معنى ظاهر لغت و فحواى تركيب اين سخنان مبارك ، و هرچه لطائف اصول حكمتهاى الهى ارجمند كه در زير اين كلمات درج فرموده از آن نيست كه به مثل اين مختصرات شطرى از آن در حيز تسطير توان گنجانيد . و ليكن وجهى اجمالى هست از وجوه كمال اين سخن كه زبان حقايق بيانش دور از عرف زمان نيست ؛ بدان اكتفا مىنمايد . و بيانش آن است كه مدارج كمال ايمان دو قسم مىشود ؛ چه بعضى آن است كه عبد به قوت خاصهء خود و وراثت آدميت كه دارد مستأهل ادراك آن مىتواند شد ، و تا آخر مراتب احسان كه اشارت بدان شده از آن قبيل است ؛ و بعضى آن است كه عبد به قوت مراتب وراثت حضرت رسالت پناه محمدى به ادراك آن فايز تواند شد ، مانند ساعت « 1 » چه ادراك ساعت و مواطن و مقامات آن و امارات و آياتش همه از خصايص ختمى است ، و به ميامن قرابت و وراثت او بدان مىتوان رسيدن . و چون حقيقت ساعت از آن نيست كه اظهار آن صورت بندد مگر در عين اخفا ، چنانچه فحواى فرمودهء : « أَكادُ أُخْفِيها » بدان اشارت كرده ، هرآينه جوابى كه حضرت رسالت فرموده دلالت بر هر دو طرف علىالسويه مىكند . چه آنچه مسئول عنه اعلم از سايل نباشد « 2 » مىتواند بود كه از غايت ظهور باشد ، همچنانچه مىتواند بود كه از غايت خفا بود . پس اشارت به جمعيت طرفين نموده در جواب كه از خصايص بينه اين موطن است « 3 » « بدت باحتجاب و اختفت بمظاهر » و اين انزل مراتب سخن است كه در اين موطن جهت حل اين سخن توان « 4 » نمود . و آنچه تعلق به تحقيق اصول او و دقايق مرموزات اين موطن دارد چون بيان آن محتاج مقدمات بسيار است ، در اينجا مجال گنجايى آن نيست . از كتاب « اصباح » طلب كنند .
--> ( 1 ) - ب : مانند ساعت و مواطن . ( 2 ) - دم : باشد . ( 3 ) - ب : ع . ( 4 ) - ب : توانى .