صائن الدين على بن تركه

249

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

و اما تحقيق اصول كه اينجا گنجايى آن دارد يك اصل است . و آن اين است كه چون ايمان و اسلام ، كه حقيقت عبادات اختيارى كه ثقلين براى آن آفريده شده مبتنى بر آن است ، بيان كرده شد ، هرآينه جاى آن است كه در معارج كمال آن شروع نمايد . و اول مدارج كمالش اين است كه معبر به احسان شده ، و بيان معنى احسان موقوف تحقيق مقدمه‌اى است . و بيانش آن است كه همچنانچه اشخاص كاملهء « 1 » حيوانى را بدنى و روحى ضرورت است كه دست ائتلاف به هم داده باشند « 2 » تا آن شخص به پاى تواند آمدن و در بسيط وجود ظاهر تواند شد ، همچنين اشخاص عبادت نيز بىآنكه اين هر دو ركن به هم پيوندد ظهور آن صورت نبندد . و در اين اشخاص آن عقد قلبى و وثوق علمى كه ايمان بدان مفسر « 3 » شده به منزلهء روح مىشود ، و اعيان اقوال و افعال شرعى كه اسلام از آن تعبير نموده به منزلهء بدن . چون اين مقدمه معين شد ببايد دانست كه همچنانچه تفاوت اشخاص حيوانى در مناسبت « 4 » اشكال و اوضاع موجب زيادتى قبول مىشود و عدم تناسب سبب بعد و تنفر « 5 » مىگردد ، اشخاص عبادات نيز همين سبيل دارد - چندان چه تناسب اشكال « 6 » بيشتر و ائتلاف روح و بدن به هم نزديكتر و سخت‌تر ، در بازار قبول رواج و رونق آن بيشتر خواهد بودن . و حال آنكه اين تناسب اشكال و توافق اركان و ائتلاف بنيان شخص معبر به حسن است . و احسان عبارت از زمان ظهور حسن است ، چه عرب مىگويد : « احصد الزرع اى حان ان يحصد » . پس احسان در حقيقت عبارت از هنگام ظهور محاسن اعمال و عبادات خواهد بود ، چنانچه فحواى فرمودهء : « مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ » بدان دلالت مىكند .

--> ( 1 ) - ب : كامل . ( 2 ) - ب : باشد . ( 3 ) - ب : منتشر . ( 4 ) - ب : در مناسبة به كمال و اوضاع . ( 5 ) - ب : تنقير . ( 6 ) - ب : استكمال .