صائن الدين على بن تركه
229
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
و احوال هريك در روز نشور همه حق است . و دوزخ و بهشت ، بر آنكه در قرآن و حديث آمده ، واقع و حق است . و آنكه گروهى در عذاب باشند و گروهى در نعيم ، حق است . و شفاعت محمد در خلاص عاصيان ، حق است . فىالجمله هرچه محمد مصطفى بدان فرستاده شده و اخبار فرموده ، جمله حق است . و همچنين هرچه اصحاب با صوابش بدان اتفاق نموده و اجماع كرده همين سبيل ، چنانچه در مسألهء امامت كه اول ايشان به زمان ابو بكر « 1 » صديق آمده و بعد از آن عمر خطاب و بعد از آن عثمان عفان و خاتم اين سلسله خلافت مثلى على ابو طالب شده ، به حكم وراثت كه مترتب بر قرابت مىباشد ، همهء آن سخنان بر اين وجه ، حق است . و هيچ شكى در اين نيست . بر اين همه گواه گرفت امتان محمد كه در اين زمان موجوداند و حاضر ، خواه آنانى كه به حس همگنان در من آيند « 2 » و ايشان درمىيابند ، و خواه پاكانى كه به ديدهء ظاهربينان درنمىآيند « 3 » يكسر گواه مىگيرد بر اين اعتقاد و بر رجوع از هرچه خلاف اين اعتقاد باشد كه صادر شده باشد از روى احتياط قولا و فعلا ، خاطرا « 4 » و ضميرا تا وديعت باشد نزد ايشان و در روز محشر اداى شهادت كنند بر اين تا سبب رستگارى گردد ، با آنكه اعتماد كلى بر كرم و عفو است كه وعده فرموده نه بر عمل « 5 » . خوانى كه اندر مطبخش پر ملايك هيزم است * آنجا نشايد سوختن خاشاك دودانگيز را اين است سر جملهء اعتقاد « 6 » اين درويش و هركس كه تابع او است در مذهب سنت و جماعت . و ليكن ببايد دانستن « 7 » كه اين جمله كه اعتقاد كرده نه همچون ابناى زمان از سر گمان و تقليد ديگران كرده ، بلكه از سر يقين صادق و علم كامل او را روشن گشته كه به ميامن متابعت « 8 » محمد و پيروى سخنان حكمت
--> ( 1 ) - ب : رضى اللّه عنه . ( 2 ) - ب : در مىآيند و خواه پاكانى . ( 3 ) - دم : مىآيند گواه مىگيرد . ( 4 ) - ب : و حاضرا و ظهيرا . ( 5 ) - ب : فرد . ( 6 ) - ب : اعتقاد كرد نه همچون ابناء . ( 7 ) - م 2 : دانست . ( 8 ) - دم : متابعت و پيروان .