صائن الدين على بن تركه
227
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
« مقدرى نه به آلت ، به قدرت مطلق » ؛ ذو الجلالى كه باوجود اين عظمت و عزت ديدار همهء انوار را در روز قيامت از ديدهء اهل ايمان دريغ ندارد ؛ دور از آن سخن كه معتزله گويند كه او را هرگز نتوان ديد ، حاشاه عن ذلك ، چه ديدهوران « 1 » كوى ايمان و ايقان در آن روز ديدار او را مانندهء « 2 » ماه چهارده تابنده « 3 » بينند ، چنانچه در حديث نبوى آمده : « سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر « 4 » » . گفتهاى در قيامتم بينند * اين گروهى محب شيدايى آنچنان روى دلستان كه تراست * خود قيامت بود كه بنمايى لطيفى كه هرچه خواهد كند ، بر او هيچ واجب و لازم نيايد . اگر خواهد اهل طاعت و ثواب را به ديوان عدل فرستد « 5 » و در كشاكش پرستش دارد . و اگر خواهد عاصيان و اهل عقاب بر در بارگاه فضل بدارد « 6 » و نامهء گناه ايشان را رقم عفو كشد ، دور از آن سخن كه شيعه گويند « 7 » كه بر او واجب است كه لطف كند بر اهل طاعت و غضب بر اهل معصيت « 8 » . اى به درماندگى پناه همه * كرم تو است عذر خواه همه قطرهء ابر رحمت تو بس است * شستن نامهء گناه همه كريمى كه عاصيان امت محمد را - صلى اللّه عليه و سلم - اگرچه گناه بزرگ كرده باشند و به كبائر جرأت نموده در عذاب ابد نگذارد و به ميامن شفاعت اين مهتر از همه بهتر خلاص شده پروانچهء بهشت جاويد ارزانى دارد خلاف معتزله « 9 » : شرط شفاعت تو ز ما گر كبائر است * ما را بسى متاع از اين جنس حاضر است
--> ( 1 ) - ب : ديدهوران روز ديدار او را . ( 2 ) - ب : مانند . ( 3 ) - ب : تا بينند و بندد . ( 4 ) - ب : قطعه ، گفتيم . ( 5 ) - ب : برد . ( 6 ) - ب : ندارد . ( 7 ) - م 2 : گويند بر او . ( 8 ) - ب : ابيات . ( 9 ) - ب : بيت .