صائن الدين على بن تركه
225
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بدعت و سياست نمانده « 1 » . ظلم در آفاق نيست جز شكن زلف يار * فتنه در ايام نيست جز خم ابروى دوست جوانبختى كه باوجود اسباب دولت و كامكارى « 2 » و سرمايهء جوانى و بختيارى يك لحظهء اوقات قدسى ساعاتش به شيوهء ملاعب و ملاهى كه شيمهء سرخوشان شراب دولت و مغروران نشئهء جاه باشد آلوده نگردد ، بلكه همواره عمر گرانمايه را صرف تلاوت آيات قرآنى و التزام نوافل عبادات صمدانى مىفرمايد ، چنانچه اكثر ساعات شبانروزى مستغرق اداى اوراد كه دأب پسنديدهء عباد و عباد است دارد « 3 » . هم عبادت در حسب هم پادشاهى در نسب * كو سليمان تا در انگشتش كند انگشترى ازاينرو واجب نمود كه اين پادشاه عادل ديندار ، كه باد از عمر و ملك برخوردار ، بر عقيدهء خود گواه گيرد ، تا فردا « 4 » در روز رستخيز كه هر چيز گواهىيى كه داشته باشند در حق يكديگر دهند . اين سبب رستگارى و سربلندى گردد ، انشاءالله وحده العزيز . هرآينه مىگويد و گواه مىگيرد كمترين خاكساران « 5 » كوى افتقار و انكسار مؤلف اين رساله صاين تركه بعد از خداى تعالى اين پادشاه دين پناه را و همچنين هركه در اين زمان و زمين حاضراند و سخن اين فقير مىشنوند ، خواه جسمانيان عالم صورت كه همگنان درمىيابند ايشان را ، و خواه روحانيان عالم معنى كه ديدهء صورتبينان به ادراك ايشان وفا نكند ، يكسر را گواه بر اين عقيده مىگيرد و بر اين سخن كه در اين رساله ثبت است : اولا در آنكه خداى تعالى يگانه است به يگانگى حقيقى ، بىنياز از شريك و انباز . يعنى در الوهيت و آفريدن
--> ( 1 ) - ب : فرد . ( 2 ) - ب : كامرانى . ( 3 ) - ب : فرد . ( 4 ) - ب : تا فرداى قيامت كه هر چيز . ( 5 ) - م 2 : خاكسار كوى .