صائن الدين على بن تركه
223
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
اهل دستار ، چنانچه شيمهء شريفهء ايشان است كه به « 1 » مقراض اغراض همواره ملابس اعراض يكديگر را عرضهء تخريق و تمزيق مىسازند ، چنان استماع افتاد كه در پايهء سرير اعلى در باب اعتقاد درويشان از اين جنس حكايتى كردهاند « 2 » . تا چه مورم كمسخن نزد سليمان گفتهاند * يا چه مرغم كم حكايت پيش عنقا كردهاند هرآينه اولا سبب اين معنى عرضه داشت كردن و بعد از آن اعتقاد خود را آشكارا گردانيدن واجب ديد . اما سبب آنكه اين طايفه منكر « 3 » مىباشند درويشان را آن است كه علمى چند مشكل از آثار انبيا و رموز اوليا بر روى روزگار مانده كه دست فهم هركس به دامن ادراك آن نمىرسد ، و به غير از زيركان هوشمند كه به حسن متابعت و پيران طريقت اين راه را سپرده به پايمردى رفيق توفيق بعد از رياضتهاى بىشمار و علوم بسيار كه حاصل كرده تيزكام فكر را در اين ميدان توانند دوانيد ديگرى را مجال ادراك آن نمىباشد « 4 » . هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر بتراشد قلندرى داند و از اينجاست كه همواره در زمان پيشين ، كه روى روزگار به آثار سلف صالح آراستهتر از اين بود ، بيشتر علماى عالىجناب و اولياى ارشاد مآب را ، مثل امام محمد غزالى و شيخ عبد اللّه انصارى و غيرهم كه گوى سبقت در ميدان دوران از اشباه و اقران خود به فنون علم و عمل ربودهاند ، بدين عيب موسوم گردانيدهاند و تصانيف بلند پايهء ايشان را به نامها مطعون كرده « 5 » . عشقبازى نه من آخر به جهان آوردم * يا گناهى است كه اول من مسكين كردم
--> ( 1 ) - ب : كه بر . ( 2 ) - ب : بيت . ( 3 ) - ب : منكر باشند . ( 4 ) - ب : بيت . ( 5 ) - ب : بيت .