صائن الدين على بن تركه

215

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

مذكور با خدمتش به حوالى تفضيح « 1 » رسيد و به وقاحت انجاميد چنانچه اين معنى شهرتى داشته باشد . من آنچه شرط بلاغ است با همه گفتم * اگرچه فايده‌اش بد قبول و گاه ملال اين زمان آنچه در معدهء « 2 » نامأنوس گره شده و هضم نمىشود و درد سر مىكند آن است كه آن جماعت را اثارهء تهمتى پيدا شد و متهم گشتند . اين طالب علم پير بيچاره كه همواره در آن معنى با ايشان در مقام مقابله و معانده و نصيحت مىبود و همه كس را اين معنى معلوم در سلك ايشان كشيدند و عجيب‌تر آنكه ايشان را از اين تهمت ضررى چندان نرسيد و اين بيچاره وراى آنچه عرضه داشت كرد دامن عرض خانهء هفتصدساله آلودهء شناعت اين تهمت گشت و مضغهء جهانيان شده حالى بس غريب « لاله ساغرگير و نرگس مست و بر من نام فسق » . جهان‌پناها اگر مجرد منصب دنيوى بودى باللّه العظيم كه هرگز به گوشهء چشم هوس در نياوردى و ليكن اين كار « 3 » بدين صورت كه افتاده تعلق به عرض خاندان قديم گرفته كه نشان شناعت آن سالها بماند بر فرزندان - عياذا باللّه - و عقوبت آن مخصوص دار دنيا نخواهد بود . چنانچه فتواى معاندان در دست دارد كه واجب است بر اين فقير كه بكوشد در اين باب ، خداى آگاه است كه دو نوبت كه در اردو به درگاه عالم‌پناه آمد و تفرس اوضاع نمود بدين جازم گشت كه اطفال را نقل به مملكت ديگر كند و به همين فكر مراجعت نمود . عروس خاك خراسان چو نيست سازنده * چه وصل او به نكاح و چه هجر او به طلاق

--> ( 1 ) - م 2 : تفصح . ( 2 ) - دم : ناموس . م 2 : نامأنوس كرده شده . ( 3 ) - دم : بدين صورت افتاده .