صائن الدين على بن تركه

186

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

رضى اللّه عنهما - سؤال كرد كه : معنى كهيعص چيست ؟ فرموده است كه اگر معنى اين حروف از براى تو بگويم تو بر روى آب به روى . اين‌ها همه سخن صحابه و تابعين است كه دلالت مىكند بدانكه علم پسنديدهء ايشان ، پنهان است از ادراك مردم . و اما هرچه سخن مشايخ سنت و جماعت كه در اين باب گفته‌اند مثل حكيم محمد على ترمذى و امام غزالى و شيخ عبد اللّه انصارى و شيخ سعد الدين حموى - قدس اللّه تعالى ارواحهم اجمعين - هريك از ايشان در اين علم كتب ساخته‌اند و مشهور آفاق گشته . از آن جمله حكيم محمد على ترمذى - قدس اللّه سره - سؤالى چند نبشته است كه هركس كه جواب اين سؤالها بگويد او از كمال خاتم يعنى محمد - صلوات اللّه و سلامه عليه - با خبر باشد و او را شناخته و هركس كه جواب آن نتواند گفت معلوم باشد او را كه او نشناخته است خاتم را چنانچه او است . و اين سؤالها دو كس جواب نبشته‌اند : يكى در خراسان شيخ سعد الدين حموى و يكى در مغرب شيخ محى الدين طايى اندلسى . پس معلوم شد كه اين طايفه در آن مىكوشند كه محمد را چنانچه او است بشناسند و علم او را بدانند و كتاب او كه قرآن است فهم كنند غير از اين هيچ قصدى ديگر ندارند چنانچه عطار گويد : هركه امروز معايينه محمد نشناخت * طفل راه است اگر منتظر فردا شد اين‌ها سخنان بزرگان پيشين است و هرچه بزرگان زمان مااند ، هم مشغول شده‌اند بدين و نبشته‌اند . اولا خواجهء پارسا - قدس سره - رسايل در اين باب نبشته و قصيدهء ابن فارض در زمان كمال علم ، از براى پسر خود بدرس گفته و رساله‌اى در آن باب نوشته و تعظيم ابن فارض در آن رساله بسيار كرده ، چنانچه ذكر آن خواهد آمد و سيد شريف نيز - قدس سره - در اين علم رساله‌اى