صائن الدين على بن تركه

175

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

كردند و امام احمد حنبل را چوب زدند و امام شافعى گريخت و به مصر رفت و اين تعصب ميان اهل سنت و مخالفان قديم است و اين‌ها هم از اثر آن است چه در ميان سنت و جماعت بسيار مردم مىباشند كه از براى مصلحت روزگار گويند ما از سنت و جماعتيم و همانا بر همان مذهب آبا و اجداد خوداند كه ايشان در اصل يا شيعه بوده‌اند يا معتزله يا فلسفى ، شيعه و معتزله در اصول بهم متفق‌اند و با فلسفى نيز در بيشتر متفق‌اند و اين‌ها همه دشمنان سنت و جماعت‌اند و مشايخ صوفيه همه سنت و جماعت مىباشند كه غير از طايفهء اهل سنت اين علم را ادراك نمىكنند و هركه نزد مرشد مىآيد به طلب اين علم تا او را به سنت و جماعت نمىآرد به ارشاد او مشغول نمىشود يعنى « پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز » و اصل اين فتنه همانا از آن است كه اين طايفه كه به دروغ مىگويند از اهل سنتيم بهم اتفاق مىكنند و آنگه جمعى از فقهاى سنت و جماعت را از ساده‌دلى و حسدى كه با بزرگان خود دارند فريب مىدهند و طعن بر بزرگان سنت و جماعت مىزنند و در خلوت با يكديگر مىرسند و استهزا مىكنند - عياذا باللّه - و از براى اين است كه حمايت مذهب خود مىكنند و طعن بر آن دو كفر ظاهر نمىزنند « 1 » كه اگر همهء طاعنان اهل سنت بودندى اول بر دشمنان خود زدندى و كفر ايشان روشن كردندى غرض كه از براى همين پادشاهان ، سخن كفر مسلمانان و بحث اعتقاد ايشان گوش نكرده‌اند و نشنيده ، خاصه پادشاهى كه بر جادهء سنت و جماعت باشد و لا يزال به عبادت مشغول - بارك اللّه فيه - « قل هو اللّه احد چشم بد از كار تو دور » . يك سخن ديگر هست كه آن را نيز به عرض رسانيدن واجب مىداند : حال آنكه اگرچه اين طايفهء صوفيه بزرگان سنت و جماعت‌اند چه هر سنى كه در علم و عمل به كمال خود برسد او را صوفى مىگويند و ليكن دو عيب شنيع از كلمات و اوضاع اين طايفه ناشى شده « 2 » : يكى آنكه چون ايشان از سر ذوق و

--> ( 1 ) - م 2 : مىزنند . ( 2 ) - دم : باشى شده .