صائن الدين على بن تركه
170
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
لحظه لحاظهء التفات مصروف شنيدن اين حكايت فرمايند داشتن : پادشاهان ز سر مرحمت ار درويشى * سخنى عرضه كند بهر خدا گوش كنند حال آن است كه اين فقير را پنجاه و نه سال از عمر گذشته ، بيست و پنج سال در خدمت برادر بزرگ كه يگانهء عصر خود بودند به تحصيل علوم دينى مشغول شد ، كه پدر بر پدر از دويست سال باز كه تصانيف ايشان در ميان است بدين علمها مشغول بودهاند ، از سر تقوى و ورع يعنى : حديث و تفسير و فقه و اصول دين . بعد از آن از براى زيادتى علم بر مقتضاى فرمودهء حديث : « اطلبوا العلم و لو بالصين » به سفر رفت و پانزده سال ديگر در خدمت بزرگان دين كه نشان يافته بود ، به رياضت و مجاهدت ، مشغول شد و از آن علمها كه پيش ايشان بود بهره يافت و باز به خانه پيش برادران مراجعت نمود ، كه اشارت آن بزرگان چنين بود . فى القصه اين زمان پانزده سال باشد كه به امر برادر بزرگ و ديگر بزرگان دين به رعايت ناموس خاندان مشغول است و به غير از علم تفسير و حديث و اصول دين و فقه ، هيچ علمى ديگر به درس نگفته و يك سر مو از ظاهر شرع تجاوز ننموده و چون قضا در اول زمان امير بزرگ - نور اللّه ضريحه - كه بزرگان مملكت را فرمود كوچانيدن ، تفويض به برادر فرمودند و بعد از آن بدين فقير مفوض شد به عنايت بندگى حضرت ، و در شرع چنين است كه هركس كه اين منصب شريف به دو تعلق گرفت ، واجب شد كه بكوشد و نگذارد كه رخنهاى در آن شود كه بزرگكارى است ، هم خدمت محمد است - صلوات اللّه و سلامه عليه - و هم خدمت پادشاه اسلام و هم دفع ظلم از مظلومان و اگر جمعى بدنفسان اين كار را بد كنند ، چه نقصان او را . اگر در پليدى فتد جوهرى * بر جوهرى قيمتش نشكند چگونه عاقل عيب فعلى كند كه سنت محمد و خلفاى راشدين باشد و از اينجاست كه در « هدايهء » فقه امام ابو حنيفه است « 1 » - رضى اللّه عنه - كه : قضا افضل عبادات
--> ( 1 ) - م 2 : است كه .