صائن الدين على بن تركه
158
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
فرمودهء : « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » كه ختم قضيهء مقابله و مكاوحهء ايشان بدان شده ، معلوم مىشود . چون اين مقدمهء بر لوح ذاكره متبين گشت سرّ اين نكته بر متيقظ روشن باشد چه در اجوبهء دو سؤال اول چون تأسيس بنيان عبادت مىنهاد و قواعد آن بر اصول تنزيه محكم مىتواند بود ازاينرو موافق نشئهء قدسى شعار سايل مىآمد ، هرآينه مقام تصديق مىبود او را و ليكن چون مرتبهء سوم حقيقت عبادت به اتمام رسيده است و بيان عروج بر مراقى كمال آن مىكند و اساس اين نوع سخن بر اصول محبت راست مىآيد كه مبادى و مقدمات او است منتج اين است چنانچه فحواى كانك تراه بدان مشعر است هرآينه از سلك تقديس نشان سايل دور افتاده است ازاينرو به تصديق افصاح ننموده . فرشته عشق نداند كه چيست قصه مخوان * بخواه جام و گلابى به خاك آدم ريز قال : فاخبرنى عن الساعة . قال : ما المسئول عنها با علم من السائل قال : فاخبرنى عن اماراتها . قال : ان تلد الامة ربتها و ان ترى الحفاة العراة رعاء الشاء يتطاولون فى البنيان ثم انطلق فلبثت مليا . قال لى يا عمر : أ تدري من السائل ؟ قال : اللّه و رسوله اعلم . قال : فانه جبرئيل اتاكم يعلمكم دينكم . ترجمهء ظاهر اين سخن آنكه جبرئيل گفت : چون مراتب عبادت بيان كردى پس از ساعت كه نتيجه و ثمرهء عبادت است مرا خبر كن . حضرت رسالت فرمود : آن كس كه سؤال كرده شد از ساعت داناتر از سؤالكننده نيست . گفت : پس از نشانهاى او مرا خبر كن . گفت : آن است كه كنيز خداوند خود را بزايد و آنكه تو بينى پاى برهنهء عريان درويش كه چرانندهء گوسفندان باشد ، اينها را بينى كه بلند كنند عمارت را . اين است ظاهر اين سخن . اما تحقيق معنى آن و بيان مرموزات و حكم آن . اولا بايد كه پوشيده