صائن الدين على بن تركه
126
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
فىالجمله چون فنون تعطف و مراحم پادشاهانه ضميمهء التفات خسروانه و درويشنوازى مىفرمودند ، چنان معلوم مىشد كه ذات ملكى صفات را ميل بسيار به ادخار جواهر علوم و معارف مىباشد ، چه در حلقهء مجلس گردون رفعتش هيچ گوهر ، بهاى عقد عرفان نمىآرد و در راست بازار طبع قويمش هيچ متاع ، برواج فضل و هنر نيست . درست گفتهء كمال اسماعيل بر قامت احوال اين خسرو جوانبخت راست مىآيد : تويى كه بلبل طبع تو بر بساط نشاط * هزار دست فزون از هزار دستان برد چون ميلان طبع همايون بيشتر به طرف نقدى از علوم مىباشد كه سكهء شرع شريف بر آن باشد و در روز بازار يوم الدين رايج و روان باشد ، هرآينه حديثى از احاديث عظام سيد الانام - عليه و على آله الصلاة و السلام - كه مشتمل بر تمام مراتب عبادت باشد از ايمان و اسلام و احسان ، اختيار كرد كه مؤداى آن را و بعضى از طبقات معانى ارجمندش به زبان فارسى در سلك بيان كشيده بدين عبارت شكستهبسته « چو زلف يار پريشان چو كار من درهم » به عز عرض رساند اميد كه به نظر قبول ملحوظ كرده . گر بسمع تو دلپسند شود * چون سرير تو سربلند شود عن عمر بن خطاب - رضى اللّه عنه - : قال بينما نحن عند رسول اللّه ذات يوم اذ طلع علينا رجل شديد بياض الثياب ، شديد سواد الشعر ، لا يرى عليه اثر السفر و لا يعرفه منا احد ، حتى جلس الى النبى - صلى اللّه عليه و سلم - فاسند ركبتيه الى ركبتيه و وضع يديه الى فخذيه فقال يا محمد اخبرنى عن الاسلام . . . » . ببايد دانست كه اين حديثى به غايت شريف و بزرگ است ، چه همهء ائمهء حديث بر صحت اين ، اتفاق نمودهاند و زمان صدور آن وقتى بود كه سلطان شرع بر مستقر سرير عرش متمكن گشته و پيشروان ناسخ و منسوخ را مجال دخل نمانده ، در سال دهم از هجرت بود ، نزديك زمان حجة الوداع چه جمله