صائن الدين على بن تركه

122

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بنابراين مقدمات در اين وقت كه به حكم فرمودهء : « عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » عوادى زمان چنانچه عادت او مىباشد ، دست بردى نمود و سراپاى احوال و اوضاع اين فقير را به مكاره ناملايم آلوده گردانيد آفتاب مواصلت اصحاب و احباب به حد كسوف پيوست و روز بازار مراد روى كساد آورده و رياض باغ انس ، آسيب صرصر خزان يافت و لشكر غم به سرحد اندرون تاختن گرفت : دلم ز گيتى چندان حساب كج برداشت * كه راه يافت به دو صد هزار گونه كسور و هرچند راى مشكل‌گشايى كه سالها در نوايب حدثان راه مصابرت سپرده بود و در گرداب دهر ، گوى تدبر از اقران ربوده ، به فحواى گفتهء : اگر سپهر بگردد ز حال خود تو مگرد * و گر زمانه نسازد تو با زمانه بساز آب تثبت و سكون بر آتش اضطراب مىزد و لواعج آن را مىنشاند و ليكن لشكر شوق مصاحبت احباب باز تاختن مىآورد و قواعد صبر و سكون را متزلزل مىگردانيد آن را كه شبى چون شب من نيست چه داند * كز هجر توام ديده چه شب مىگذراند فىالجمله روزگارى در زاويهء خمول و هاويهء غربت در كشاكش هموم و شدايد كربت به روز مىآورد « كه شب آبستن است تا خود چه زايد ؟ » ، تنها همه شب من و چراغى * مونس شده تا به گاه روزم گاهى بكشم به آه سردش * گاه از تف سينه برفروزم كه يك ناگاه از مهب الطاف ربانى نسيم عنايتى وزيدن گرفت و از افق اقبال يزدانى برق بخششى جستن نموده ابواب فيروزى و فتح گشوده گشت و فيجى درآمد مكتوبى در دست .