صائن الدين على بن تركه

113

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

گفتار در بيان معنى ساعت و چون در آيت « 1 » كريم ، ساعت باشق « 2 » قمر ذكر فرموده ، مناسب آمد بيان معنى ساعت به همين مراتب و طبقات هفتگانه ، نمودن تا معنى آيت ، تمام باشد . چه آيت چنين است كه « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ « 3 » وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ » يعنى قيامت نزديك شد و قمر شكافت ، و اگر منافقان و كافران نشانى مىبينند اعراض مىكنند و مىگويند اين سحرى است محكم . اين است ترجمهء آيت . و بيان معنى ساعت آن است كه : هركه در اول ازل بوده ، با آنكه در آخر « 4 » ابد خواهد بود ، همه با فعلهايى كه كردهء ايشان است ظاهر گرداينده حاضر گردانند ؛ « 5 » و جمله را به ميزان عدل حقيقى سنجيده ، اهل شقاوت جدا گردد ، و هريك به مقام خود قرار گيرد . منه بدا و اليه يعود . طبقهء اول ، كه فقها و محدثان‌اند از اهل ظاهر ، برآنند كه هر ذره‌اى از اجزاى بدن آدمى كه متفرق گشته ، در مردن همه را جمع كرده زنده مىگرداند در آن ساعت . و سؤال از چگونگى آن كردن نمىبايد ، بلكه تقليد آنچه به ما رسيده است از انبيا و كاملان بر ما واجب است ، چنانچه « 6 » در نص قرآن مجيد ، چندين موضع آن ، بيان مىكند . طبقهء دوم ، كه متكلمان و اهل عقل و فكراند ، و در امثال اين مسائل به تقليد قناعت نمىكنند . ايشان برآنند كه خداى تعالى فاعل به اختيار است . هرچه خواهد تواند كه بكند . و اجزاى بدن آدمى كه متفرق شده است در زمان مردن ، تواند كه جمع گرداند ، و همان شخص بعينه از آن بيافريند ، همچنانچه

--> ( 1 ) - م : آيه . م 4 : آيه كريمه . ( 2 ) - م 4 : با شق ذكر . ( 3 ) - در نسخه م 4 در عنوان ( گفتار ساعت ) تنها طبقه هفتم را نوشته و ديگر طبقات را ندارد . ( 4 ) - ب : آخر بد . ( 5 ) - م 2 : گردانند جمله را . ( 6 ) - ب : چنان كه .