صائن الدين على بن تركه

111

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

و ليكن وجود اين مرتبه مستقل نيست ، بلكه اقتباس نور ظهور از متكلم مىكند و وجود او تابع وجودش . هرگاه كه اين مقدمه مبين گشت ، پس قمر كنايت از اين مرتبه تواند بود . اولا از جهت تبعيت پيدايى ، كه كلام به نور ظهور متكلم ظاهر است ، چنانچه قمر « 1 » به نور ظهور نير اعظم ، و بىاو در تاريكى عدم است . و ثانيا آنكه صورتى كه از اين مرتبه ثابت و باقى است ، و آثار و احكام وجود بر او ظاهرتر است ، از ديگر صورتها صورت رقمى است ، چه صورت نطقى او يك لحظه در وجود قرار « 2 » ندارد و ثابت نمىتواند « 3 » بود . و به غير از اين هر دو ، صورتى « 4 » ديگر در وجود خارجى ندارد . و پوشيده نيست كه رقم همان قمر است به اصل « 5 » حروف . و شكافتن قمر در اين باب كنايت از بيرون آمدن معنى اصلى است از صورت رقمى « 6 » كتابى ، بىواسطهء فكر بيرون‌آرنده « 7 » و وسيلهء سعى او ، چنانچه معهود معانى وضعى و علوم رسمى است كه آنها به واسطهء جعل جاعل و ترتيب او بيرون مىآرند ، به خلاف حقايق كشفى اين طايفه كه خود از مكامن رقم مىشكافد و بيرون مىآرند « 8 » « بر بسته دگر باشد و بر رسته « 9 » دگر « 10 » » . رايت سعودا من شعوب كثيرة * و لم أر سعدا مثل سعد بن مالك طبقهء هفتم مرتبه اولو الايدى و الابصار است كه خادمان خاص حضرت ختمى و وارثان كمال ارجمند اويند . و ظهور اين‌طور مخصوص همين زمان سعادت قران است « 11 » « بك اعتذرت ايامنا عن ذنوبها » و مقدمهء بيان اين رمز آن است كه : كلام « 12 » كامل خاتم النبوة - عليه من الصلوات افضلها و من

--> ( 1 ) - ب : قمر ظهور . ( 2 ) - ب : قمرارند . ( 3 ) - ب : نمىتوانند . ( 4 ) - ب : صورت . ( 5 ) - ب : پس اصل . ( 6 ) - م 4 . رقمى بىواسطه . ( 7 ) - ب : آرند . ( 8 ) - م 4 : مىآرد ، مصرع . ( 9 ) - ب : رشته . ( 10 ) - ب ، م 4 : شعر . ( 11 ) - ب : ع ، م 4 : مصرع . ( 12 ) - م 4 : كلام خاتم النبوة .