صائن الدين على بن تركه
98
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
ابين علامات و اظهر اوضاع كاشفه است . از اين مناسبت است كه مخصوص به عصر و ظهر شدند . و يكى را به تقدم آن سنن بر او مخصوص گردانيده ، چنانچه صبح « 1 » ؛ و يكى را به تأخر مجردا ، چنانچه شام ؛ و يكى را به تأخر آن سنن با ضميمهء وتر ، چنانچه عشا . و تحقيق بيان هريك آن است كه وجه ارتباط سنن مذكوره به صور كونى كه ظل اشخاص حسى صورت آن واقع شده ، معلوم شد ، هرآينه چون در هنگام صبح حكم ظليت مذكور لحظة فلحظة در صدد زوال است و انصرام وقت آن مقدم بر فرض واقع شده ، و چون نماز صبح صورت مبدأ نظام سلسلهء ظهور و اظهار است و در مبدأ امر صورت كون موافق و مطابق صورت وجود واقع گشته ، ازاينرو سنت او در عدد موافق فرض واقع شده . و چون هنگام ظهر محفوف به وقوع ظلين است ، سنت او بنا بر ارتباط مذكور بر همين سبيل واقع است . و چون آفتاب ظهور و اظهار در اين هنگام در اوج ارتفاع مىباشد ازاينرو صورت كونى مظهر محيط بر صورت وجودى واقع شده و مطابق او . و چون ظل مذكور در هنگام عصر مضاعف شده و صورت ظهورى به شعورى ملحق گشته به حكم : « الشيء اذا جاوز حدّه انعكس ضدّه » حكم كون و آنچه تابع آن مىباشد ، يعنى سنن رواتب ، در اين وقت منطوى شد . « بدت باحتجاب و اختفت بمظاهر » كه در چو بسته شود استوار بگشايد . و هم از اين اصل است كه عدم علامت خصوصيت در او ، دال بر خصوصيت او شده . و چون حكم ظليت در هنگام شام لحظة فلحظة در صدد ازدياد مىباشد و مبدأ غلبهء احكام وجودى بر كونى است ، هرآينه سنت در او مؤخر واقع گشته از فرض و ناقص از او . و چون در هنگام عشا احكام كون بهيكبار منطوى است ، هرآينه آن صورت مذكوره در او متأخر و به دو مرتبه از او ناقص آمده . از اينجا است كه بعضى اصحاب شافعيه برآنند كه آن را رواتب نيست . همين است
--> ( 1 ) - ب : صبح يكى .