صائن الدين على بن تركه
86
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
صورت كونى وجودشان نيز در معرض مواجهه و ملاحظه افتد و از عروض نوم و نسيان و اغما ، مصون مانند . صورت كونى عبارت از ظل شخصى است و از براى اين است كه شخصى كه مواجه « 1 » شمس است تا ظل او مواجه او نشود هيچ نماز بر او واجب نمىشود ، پس سببى كه توقيت نماز واجب از « 2 » آن شده يكى احوال عبد است به حسب نمايش صورت كونيش وجودا او شعورا او شهودا ، و اين سه وقت است : اول وقت پيشين است كه صورت وجودى كونى مواجه عبد باشد و بس ، « 3 » و آن اول « 4 » مراتب ظل است كه در مواجههء به شخص « 5 » پيدا شود . و دوم وقت عصر است كه صورت وجودى با شعورى مواجه او شود و ازاينرو است كه ظل شخص بايد كه مثلين شود كه صورت وجودى ، مضاعف به شعورى شده است . و چون در اين هر دو وقت احكام كون غالب است و از اينجاست كه صورت نمايش اجرام « 6 » تيرهء سفلى در صدد ظهوراند در اين اوقات و صور وجودى اجرام « 7 » نيرهء علوى در صدد خفا و از اينجاست كه ظل شخص در اين وقتها صورت امتيازى دارد و احكام خاصه هرآينه كلام كه صورت وجودى است ، به خفيه صورت صدور مىيابد . و سوم وقت خفتن است كه صورت « 8 » وجودى شهودى مواجه او شود و صور كونى را آثار نماند . چه عدميت اكوان مطلقا در آن وقت و وجه ظليتش بعمومه محسوس و مشهود است . و چون در اين هر سه وقت صورت وجودى به وحدت جمعى كمالى خود ظاهر مىباشد ، ازآنرو كه صورت كونى ظلى شخص به ظلمت « 9 » عدميت خود از آن صورت وجودى ممتاز گشته و روشن شده ، هرآينه اعداد نماز به صورت وحدت جمعى كمالى ظاهر گشته مفروض « 10 » آمد .
--> ( 1 ) - ب : مواجهه . ( 2 ) - ب : از اين . ( 3 ) - ب : و پس آن . ( 4 ) - ب : مراتبه . ( 5 ) - ب : مواجههء شخص بايد مثلين شود . ( 6 ) - ب : نيره . ( 7 ) - ن : وجودى نيره علوى . ( 8 ) - ب : كه وقت . ( 9 ) - ب : ظلمت خود . ( 10 ) - ب : آمده .