صائن الدين على بن تركه
73
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
حكمى روشن گشته كه منع شركت بر آن « 1 » وجهى كه لازم « 2 » جزئيات شخصى است پرتو و « 3 » ظل وحدت اطلاقى ذاتى است ، و اين جزئيات را از مراتب استجلايى دو مجلى هست : يكى عالم مثال مطلق كه محيط بر ساير صور جزئيه است ، و ديگر عالم شهادت كه در آنجا صورت تمام انجام مىشود و پذيراى پيكر هيولانى مىگردد و مبدا آثار و احكام خاصهء شخصى مىتواند شد ، و ازاينرو « 4 » محل تمانع و تزاحم واقع شده . فىالجمله عالم حس است كه موطن استواى صورت مىشود بر عرش ظهورش و مستقر سرير ايالت و حكومتش « 5 » . خيالش گرچه دارد حكم نافذ * ولى سلطان ملك دل وصال است هرگاه كه اين نكته فرا خاطر آمد ، روشن گشت كه : ركن اعتدال كه عبارت از بازگشت وجه است بعد از تنزل به عالم نمود و به سوى جمعيتآباد اطلاق خودش ، اشارت به عالم مثال مطلق مىتواند بود از روى برزخيّت « 6 » و جمعيت استواى « 7 » وجه بر افق ظهور و مطلع شعور . و چون همين ركن است كه به اعتبارى ديگر مطلع شمس اظهار واقع شده از روى آنكه حكم قهرمان صورت اينجا نافذ گشته ، هرآينه موطن ظهور حمد آنجا « 8 » خواهد بود ، هم به هياكل برزخى كه مجلاى اصلى صور كلامى است ، صورت اظهارى كلامى او « سمع اللّه لمن حمده » شد . و ركن سجود كه عبارت از نهايت سير است به سوى مستقر نمود و خفاى وجه جمعى به ساير مصادر وجودى خود در مقاربت مركز اصلى و ملاقات ارض استعداد جهت كسب مواد ازدياد ، اشارت به عالم محسوس است . و چون اين مرتبه دو « 9 » چيز لازم دارد : يكى كمال نمايش و ديگر نهايت تنزل ، ازاينرو « سبحان ربى الاعلى » صورت كلاميش آمد . و پوشيده نخواهد
--> ( 1 ) - ب : بر اين . ( 2 ) - ب : كه لازم است جزئيات را شخصى است . ( 3 ) - ب : پرتو ظل . ( 4 ) - ب : دو محل . ( 5 ) - ب : بيت . ( 6 ) - ب : وجهيت . ( 7 ) - ب : بر وجه . ( 8 ) - ن : اينجا . ( 9 ) - ب : اين دو چيز .