صائن الدين على بن تركه
67
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » بدان پذيراى صورت وجودى گشته و بدان كمال آدمى تحقيق يافته ، چنانچه « 1 » مفهوم گشته كه ثانيا بر صحايف شعور و اشعار تمام حقايق و بواطن ايشان در عقد چهارده پذيراى صورت شهودى شده و بدان كمال خاتمى « 2 » ظهور يافته ، چنانچه فحواى فرمودهء : « وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » بدان اشارت است . پس « 3 » متفطن لبيب را هرگاه كه اين مقدمه روشن گردد و آنچه در اصول « 4 » احصايى « 5 » مبيّن گشته هم معلوم شود كه هر عددى كه هست صورت مقومه او كه « 6 » محقق ذات او است آن عدد است كه به يك مرتبهء عددى از او پيشتر واقع شده ، هرآينه او را آسان باشد دريافتن و فهم كردن آنچه امامين اعظمين بر آن رفتهاند در تعيين اركان نماز و تبيين امر « 7 » آنكه امام ابو حنيفه - رضى اللّه عنه - بر آن رفته است كه شش است ؛ و امام « 8 » شافعى - رضى اللّه عنه - بر آن رفته كه سيزده است ، چنانچه در كتب فقه بيان هريك « 9 » كرده شده . و حاصل اين سخن آن است كه از تحقيق سابق معلوم گشت كه صورتى كه مقوم حقيقت عبد واقع گشته در كمال وجودى و شهوديش عبارت از نماز است . هرآينه يكى از آن دو عقد عددى كه مقوم صورت عبد واقع شده بايد كه در آن معتبر باشد . و چون امام سابق مقدم بوده اجتهاد او بر صورت وجودى واقع گشته كه شش است ، و چون امام دوم لاحق و خاتم واقع شده اجتهاد او بر « 10 » مقوم صورت مشهودى واقع شده « 11 » كه سيزده است « 12 » ،
--> ( 1 ) - ب : چنان كه . ( 2 ) - ب : ختمى . ( 3 ) - ب : اشارت است متفطن . ( 4 ) - ب : وصول . ( 5 ) - دم : احصايى هم مبين گشته معلوم شود . ( 6 ) - ن : كه تحقق . ( 7 ) - ب : امر آن امام ابو حنيفه . ن : امر آنكه ابو حنيفه بر آن . ( 8 ) - ن : و شافعى بر آن رفته . ( 9 ) - ن : هريك شده . ( 10 ) - دم : اجتهاد او مقوم صورت . ب : او بر صورت شهودى . ( 11 ) - ن : گشته . ( 12 ) - ب : فرد يكى تحير يكى به داس كوه كمر بسته و در كوه كهربا جسته .