خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 70
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
و نيز خواجهء نقشبند در آخر حيات در حق او گفته بوده است كه « مقصود از ظهور ما وجود اوست . او را بهر دو طريق جذبه و سلوك تربيت كردهايم ؛ اگر مشغول مىشود جهانى ازو منور مىگردد » « 1 » . و در همان حال به يكى از مريدان گفته بود : « هر كه را آرزوى ما آيد ، در خواجه محمد پارسا نظر كند » « 2 » . خواجهء پارسا نزد عارف ديگ گرانى ( از مشايخ بهاء الدين نقشبند كه قبلا ذكرش گذشت ) نيز تعليم و تربيت يافته بود . و آن شيخ در حق پارسا اعتقادى استوار داشت . در مرض موت ، بهاء الدين نقشبند را طلبيد و به دو گفت : « در اصحاب خود و اصحاب شما نظر كردم ، قابليت اين راه و صفت نيستى در خدمت خواجه محمد پارسا بيشتر از ديگران مىبينم . هر نظرى كه درين راه يافته بودم و هر معنى كه به كسب حاصل كردهام ، همه را نثار وقت او كردم و به او سپردم و اصحاب خود را بمتابعت او امر مىكنم . شما نيز در باب او هرآينه درين معنى تقصير نخواهيد كرد ؛ كه او از اصحاب شماست » « 3 » . خواجهء پارسا تأليفات بسيار دارد . و خوشبختانه از اغلب آنها نسخى خطى در كتبخانههاى عالم موجود است . پارهاى از آنها هم بطبع رسيده است . و اينك شمار آنها و معرفى باجمال : 1 . فصل الخطاب - مهمترين و معروفترين اثر خواجهء پارسا « فصل الخطاب لوصل الاحباب فى المحاضرات » است ، در تصوف . درين كتاب گذشته از احاديث و آثار و شرح مقامات و احوال عرفانى و دقايق و رموز تصوف ، مناقب و كلمات بسيارى از اوليا از جمله ائمهء اثنا عشر را نيز مىتوان يافت . خواندمير مىنويسد : « دران نسخه ( فصل الخطاب ) بسيارى از مناقب و مفاخر ائمهء اثنا عشر . . . اندراج يافته . اما چون سخنانى كه مخالف مذهب شيعه است نيز در فصل الخطاب مكتوب گشته ، علماى شيعه آن كتاب را منظور نظر التفات نكردهاند » « 4 » . در فصل الخطاب ، منابع و مآخذ اغلب ذكر شده است . گذشته از صحاح سته ،
--> ( 1 ) - نفحات / 392 . رشحات / 59 . ( 2 ) - رشحات / 56 . ( 3 ) - ايضا / 50 ( 4 ) - حبيب السير 4 / 5 .