خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 67
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
مبارك ايشان گذشته ، در السنة و افواه افتاده ؛ و خدمت خواجه محمد بدين لقب مشهور شدهاند » « 1 » . بروكلمان در تاريخ ادبيات عرب نام و نسب و لقب خواجهء پارسا را « محمد بن محمد بن محمود الحافظى البخارى خواجه پاشا محمد پارسا النقشبندى » ضبط كرده است « 2 » . ظاهرا بروكلمان در اينجا نام او را با ديگرى خلط كرده است ، چه در هيچ مأخذى « خواجه پاشا » بعنوان لقب محمد پارسا ذكر نشده است . سالها پيش بابينگر متوجه اين خطا شده بوده و مقالهيى در توضيح و تصحيح آن نوشته است « 3 » . خواجهء پارسا در زمان بهاء الدين نقشبند از اصحاب نزديك او بود . در سفر دومين خواجه بهاء الدين به مكه ، محمد پارسا با جمعى ديگر از ياران همراه و يار بهاء الدين بود « 1 » . از وقايع حيات خواجهء پارسا بحث اوست با محدث معروف شمس الدين محمد بن محمد بن محمد الجزرى ( 751 - 833 ) . و شرح قصه ( كه قبلا باجمال اشارهيى بدان كرديم ) چنانست كه بعهد ميرزا الغبيك تيمورى ( 850 - 853 ) شمس الدين جزرى به سمرقند مىآيد . حافظان و محدثان ماوراءالنّهر در نزد او به تحقيق و تصحيح سندهاى خود مىپردازند . برخى « ارباب حسد و غرض » مىگويند كه خواجهء پارسا احاديث بسيار نقل مىكند كه صحت سند آنها معلوم نيست ، و الغبيك را بر آن مىدارند تا قاصدى به بخارا فرستد و خواجه را به سمرقند بخواند . خواجه به سمرقند مىآيد . مجلسى مىآرايند با حضور جزرى و خواجه عصام الدين شيخ الاسلام سمرقند و جمعى از اكابر و علما . و خواجهء پارسا حديثى چند باسناد خود روايت مىكند . اسانيد براى جزرى نامعلوم و نامعروف بود ، مرجع و مأخذ آنها را مىخواهد . خواجهء پارسا كتاب مسندى آورد ، كه نيز بر جزرى ناشناخته
--> ( 1 ) - رشحات / 57 . ( 2 ) - . 382 . P , II . S . nnamlekcorB ( 3 ) - . 411 - 211 . P . P , ) 5291 ( 41 , malsI reD : regnibaB znarF اين مقالهء بابينگر را و دو مقالهء ديگر را از مجلهء اسلام دوست ارجمند سيد جلال الدين مساوات براى بنده از آلمانى به فارسى ترجمه كردند .